رمان
تلواسه در بهار ۱۳۹۵ با قلم"قاسم سام قاموس" زیر چاپ رفت و پاییز آن سال از چاپ
برآمد و زمستان آن سال، وارد بازار کتاب شد. این کتاب از سوی انتشارات بنیاد
اندیشه در ۲۹۴ صفحه در کابل منتشر شده است.
تلواسه،
کتاب اول از چهارگانه کابل است. نویسنده این کتاب(قاموس) همزمان روی سه کتابِ دیگر
چهارگانه کابل کار میکند. رمان تلواسه چهارده فصل دارد. فضای فصلهای تلواسه، کابل
و تهران و پیشاور و واشنگتون دی سی میباشد. که چیزی به نامِ فرار از جنگ و هجرت
رقم زده است. فصلهای اين
رمان، فراتر از آنچه از فصلهاي يك رمان تعريف شده، رمان در رماناند در واقع.
ظرفيت اينها بيشتر از فصلهاي يك رمان است.
جنگ، در این رمان بولت شده
است. چرا که زندگی آدمهای این جغرافیای جنگ را تباه کرده است. تباهی و بردبادیی
زندگی آدمها، به اینگونه رقم خورده است. این همه زیرِ سرِ جنگ است. جنگی که مدام
به صلح شلیک کرده است. صلحی که هماره، قربانی جنگ بوده است. صلح، گمشدهای است این
بین، که آدمها دنبالِ آناند. صلح را چه کسانی به بازی گرفتهاند، جنگ را چه
کسانی دامن میزنند؟ مدِ نظرِ تلواسه بوده است. تلواسه به این آدمها پرداخته است.
نفي جنگ يا ضديت با جنگ، یکی
از رویکرد این رمان بوده است. به اينگونه، جنگ و تبعاتِ آن را از زواياي مختلف و
گونهگون پرداخته است. چگونه آدمها در چند دهه اخير، اسيرِ دستِ چيزي به نامِ جنگ
و عوامل آن ميشوند، نامِ سرنوشت بر آن ميگذارند. جنگ، اين موجودِ مضحك، خودش را
گروتكس يا اغراق كرده است براي تثبيتِ تلواسه بر آدمها. يكي بايست اين موجودِ
مضحك را از آن سريرِ قدرت بكشد زير، لهاش كند، آنچه تا همين اكنون در حق آدمها
روا داشته است. آیا كسي است در اين بين به اين مشكل و معضل، فايق میآيد؟
آدمها، شخصيتهاي اين رمان،
هر كدام دغدغههايي از جنس خودشان را دارند. شايد به همينگونه و از همين راستا،
رماني باشد با دغدغهها و گرايشهاي اجتماعي و روانشناسي و فلسفي و تاريخي و هنري
و سياسي و... اما مسلم اين است كه هيچ يك از اين موارد، به تنهايي وجود ندارد و
ملغمهي است از همهي اينها. همانگونه كه باخيتن، رمان را ژانري ميداند كه در
آن انواع ژانرهاي ديگر هم ميتوانند حضور داشته باشند. اين ژانرها ميتوانند
داستان كوتاه و تراژدی و... را شامل گردد. و میتوان گفت بینامتنیت.
اولِ شخص، غالبِ اين رمان را
شكل داده است. همزمان اما با سوم شخص و دوم شخص هم سر و كار داريم. گاه همزمان در
مورد يك شخصيت، با سه زاويه ديد روبرو هستيم. اين چيزي است كه در سراسر رمان تكرار
شده است. راوي (چه كسي صحبت ميكند؟) زاويه ديد (چه كسي ميبيند؟) چيزي است كه به
شكل عجيبي درهم ريخته و درهمآميزي شدهاند. اين درست همان چيزي است كه تلواسِه
آدمهاي اين رمان را بازتاب داده است. زمان در این رمان خطی نیست. زمان مدام میشکند
و در زمانِ حال، با زمانپریشی آیندهنگر (فلاش فاروارد) و زمانپریشی گذشتهنگر
(فلاشبک) روبرو هستیم.
![]() |
| قاسم سام قاموس |
به نوعي يا تعريف ديگر، روايتِ
وضعيتِ درون و برونِ انسانهايي است با شباهتهاي اسمي و زمان و مكانِ واحد، دغدغههاي
شان ميتوانند در گذر زمان دچار تغيير و تفاوت ژرف و در مواردي، سطحي گردد. از مشخصه
اين رمان، وضعيت چهارگانه بودن آن است. چهارگانهي اين رمانها، چهارگانهي است از
جنس خودش. اينجا اين آدمها هستند كه سرنوشتِ موهوم و مبهم خودشان را در اين چهارگانه
با رويكردهاي متفاوت و گاه متضادي دارند و مدام در حالِ شدن هستند. شايد مثلِ بار
بار پوست انداختن و چيزي مانند تناسخ. اين ميتواند به معني واقعي يك تناسخ باشد
يا هيچ تناسخي در كار نباشد. عدم قطعيت، اينجا هم سراغ آدمها را گرفته است تا
تعريفِ پابتی از وضعيت آنها در اين چهارگانه شكل نگيرد و در قالب تعريف کلاسیک و
كليشهاي نگنجد. اين چيزي است كه اين كتاب و سه گانه ديگر آن در اين زمينه و زمينههاي
ديگر در پي آن بوده است.
چهارده فصل كتاب، چنان با هم
درآميخته است كه تفكيك آن از يكديگر كار سادهي نيست. يا حداقل تلاش در اين راستا
بوده است. موفقيت يا عدم موفقيت در اين زمينه، بحث ديگري است. با همهي اينها،
سعي اين كتاب، رماني با رويكرد ديگر و متفاوت و تجربی بوده است. مواردي از رويكرد
و دغدغه اين كتاب در يادداشت نويسنده در آغاز كتاب هم آمده است.


زتذه باشید از معرفی رمان تلواسه. هماره شاد و موفق باشید.
پاسخ دادنحذف