۱۳۹۲ اسفند ۹, جمعه

نقش رسانه ها در روزنه صلح




تیمور غزنوی
 
مردم افغانستان بیش از سه دهه با آرزوی  بدون جنگ و خون ریزی که در آن صلح و آرامش حاکم باشد زندگی میکنند. این در حالی است که باز هم از گوشه و کنار افغانستان هنوز بوی خون که با بوی گوگرد گلوله در هم آمیخته شده است مشام مردم افغانستان را اذیت می کند. هنوز مادران در سوگ فرزندان خود گریه می کنند و هنوز بچه هایی هستند که به دور از تمام جنجال های سیاسی نیاز به محبت پدران خود دارند ، اما جهان خواران این نعمت را از آنها گرفته اند. هنوز کودکانی هستند که تلخی زهر جنگ در بدو به دنیا آمدن در کامشان می نشیند و هیچ کس از سرنوشتی که در انتظار آنهاست خبر ندارد !!! به راستی چرا....؟ به طور حتم همه ما تا امروز با واژه صلح برخورد داشته ایم اما چقدر به آن اندیشیده ایم؟ چقدر در جهت ایجاد صلح تلاش کرده ایم؟ چقدر از ابزار های موجود برای تحقق این آرمان همیشگی بشر یعنی توسعه و صلح پایدار استفاده کرده ایم ؟ آیا راه کاری برای بهتر شدن وضع موجود داریم ؟ تا به حال درباره نقش و تاثیر نهادها ، ارگان ها و سازمان های مختلف در توسعه و صلح پایدار فکر کرده ایم ؟ بدون شک اگر قدری در این مورد آخر تامل کرده باشیم ، نمی توانیم نقش رسانه ها (اعم از رادیو و تلویزیون ، مطبوعات ، اینترنت را نادیده بگیریم.

 این بخش از جامعه یعنی رسانه ها می توانند نقش به سزایی را در رسیدن به توسعه و صلح پایدار ایفا کنند . در جامعه امروز کمتر کسی می توان یافت که حداقل با یک رسانه در ارتباط نباشد و تجربه نشان داده است این ارتباط خواه یا ناخواه باعث تاثیر پذیرفتن فرد از آن رسانه می گردد و این یک معادله ساده ریاضی است و نتیجه آن را می توان به سادگی حدس زد، پس با این حساب به نظر می آید رسانه ها نقش بسیار حساسی را در این زمینه بازی می کنند . این در حالی است که رسانه هایی همچون رادیو ، تلویزیون و مطبوعات نقش پر رنگتری را ایفا می دارند . در اغلب کشور کودکان ساعت های زیادی را برای تماشای تلویزیون صرف می کنند و بسیاری از آنها الگوهای خود را از این رسانه می گیرند . بدون شک بی توجهی در امر برنامه سازی باعث خواهد شد تا جامعه دچار چالش های زیادی گردد . پخش فیلم های خشونت آمیز ، برنامه هایی که در آن روحیه خشونت سالاری ترویج داده می شود ، الگوسازی چهره های منفی ، پخش تصاویر جنگ به کرات و نمونه هایی هستند که باعث تغییر در رفتار و پدیدار شدن روحیه خشونت طلبی در جامعه می گردد . مطمئنا ساخت و پخش برنامه هایی با محور توسعه و صلح موجب خواهد شد تا عکس اتفاق بالا رخ دهد. این در حالی است که گه گاه رسانه ای همچون تلویزیون ناخواسته موجب برخی از وقایع می گردد. به طور مثال در زمانی كه جنگی در جایی از افغانستان در حال وقوع است کلیه شبکه های خبری بخش اعظمی از برنامه های خود را به اخبار و اطلاعات پیرامون جنگ وانتحاری در حال اتفاق اختصاص می دهند. از یک طرف آنها به وظیفه اطلاع رسانی خود مشغول هستند و از طرف دیگر اطلاعات مربوط به جنگ و پخش صحنه های جنگ و تصاویر کشته شدگان باعث می گردد تا اضطراب در بین افراد جامعه بالا رود و همچنین عوارض دیگری همچون شیوع افسردگی و رفتار های خشونت آمیز در زندگی روزمره از آن جمله است. عین این مورد در سایر رسانه ها نظیر مطبوعات به چشم می خورد. این در حالی است که با یک مدیریت صحیح می توان از بسیاری از این موارد جلوگیری کرد. با توجه به این امر و سایر موارد به نظر می آید ضرورت بازنگری در برخی از سیاست های رسانه ها در بخش اطلاع رسانی امری واجب است . توجه به مسائل روان شناسی ، نحوه تنظیم خبرها و مطالب ، نحوه استفاده از تصاویر و فیلم ها و.... از جمله مواردی است که می تواند از بسیاری از وقایع جلوگیری کند. در اولویت قرار دادن مبحث توسعه و صلح پایدار امری است که رسانه ها باید آن را بپذیرند و برای آن برنامه داشته باشند. امروزه در سرار دنیا  رسانه ها در راس آن مطبوعات به عنوان ارکانی از جامعه مدنی محسوب می گردند ضرورت دارد تا به نقش این بخش از جامعه در روند ایجاد توسعه و صلح پایدار نگاهی ویژه انداخت و برنامه هایی را برای گام برداشتن هر چه بیشتر این بخش به سمت توسعه و صلح پایدار طراحی کرد . به امید روزی كه شاهد آن باشیم تا توسعه و صلح پایدار در اولویت برنامه های ما باشد .


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر