۱۳۹۷ خرداد ۱۲, شنبه

افراط گرایی و راه های مقابله و برون رفت از بحران


حسین جعفری 
سه دهه است که خارومیانه ناخواسته درگیر کابوسی به نام تروریسم سازمان یافته شده است که محصول گروه های افراطی اسلام گرا وحمایت کشورهایی خاص است. .این گروه ها با شناسنامه اسلامی و با آرمان برقراری حکومت و نظام مبتنی بر تعالیم ناب اسلامی عرض اندام کرده اند. و اما افغانستان، کشوری که چه از نظر ژئوپلیتیک و چه از نظر جغرافیایی موقعیت برتری در مرکز قاره آسیا دارد. این کشور در طول تاریخ همواره صحنه جنگ های نیابتی و مبارزه دیگر کشورها برای تامین منافع شان به طور غیر مستقیم بوده است.اما به طور دقیق تر دهه 90 میلادی سرآغازی خشن ونامبارک برای افغانستان معاصر بود. در ابتدا گروه طالبان در دهه 80 میلادی با سربازگیری از میان جهادی های مخالف ارتش سرخ شوروی و مهاجران افعان در اردوگاه های پاکستان و از سوی پاکستان، با حمایت دولت آمریکا و با هدف مقابله با کمونیسم شوروی پا به میدان نهاد. تجهیز، تمویل و حمایت مستقیم آمریکا در آن زمان پرو بال بیشتری برای بلندپروازی های این گروه مهیا کرد.جای تردید نیست که محیط امن پاکستان ماّمن مناسبی برای تار تنیدن هر گروه افراطی و تروریستی است. این گروه ها با ترغیب مردم مبنی بر اینکه کفار در بلاد اسلامی دست درازی کرده اند، مردم را علیه نیروهای خارجی شورانده اند. بوجود آمدن فضای تنفر بین مسلمانان و این نیروها بر جذب سریع نیروهای داوطلب از سوی این گروه های اسلام گرای افراطی و تداوم مبارزاتشان افزوده است.
گروه طالبان، شبکه القاعده،شبکه حقانی، داعش، جنبش اسلامی ازبکستان از مهمترین این گروه ها هستند که به صورت مجموعی دارای ایدئولوژی های بنیادگرایی، ناسیونالیسم مذهبی، سلفی گرایی، وهابی گرایی، شیعه ستیزی، سنی مداری هستند.جغرافیای فعالیت این متمردان، خاورمیانه، اروپا، افریقا و گهگاه آمریکا است. شاخه های منشعب شده از این گروه ها هم بصورت قارچ گونه، رنگ تاریک تری به آسمان سیاه صلح و امنیت در افغانستان داده اند. بدون شک تعدد این گروها از یک طرف بر درآمد مالی آمریکا و سازندگان تجهیزات جنگی می افزاید و از طرفی دیگر نیازمند برنامه ریزی، استخدام نیروی انسانی، آموزش، تخصیص بودجه و تامین هزینه های مالی برای مقابله و ریشه کنی آنها است که این خود هزینه های سنگینی را بر کشوری چون افغانستان که به تازگی نظام سیاسی خود را بازیافته، تحمیل می کند. اما در این بین پاکستان که از سوی دولت امریکا و افغانستان به برخورد دوگانه و مغرضانه با شورش گری و پرورش تروریست متهم است هیچ گاه زیر بار نرفته و فرافکنی های خود را با توجه به تهدید های لفظی افغانستان و دیگر کشورها مبنی بر تحریم و سخت گیری ها، ادامه می دهد.
اما گروه تازه تاسیس داعش با ادعای رهبری 5/1 میلیارد مسلمان روش های خشونت بارتری نسبت به دیگر رقبای خود به کار بست و در سال2014 به فهرست گروهای مسلح تمدن جهانی افزوده شد. آنها ادعا می کنند جغرافیای آنها فراتر از عراق و شام و سوریه است.بخش هایی از افغانستان، نیجریه و لیبیا هم اکنون از قلمرو این گروه است.
با ذکر این موارد و اینکه 16 سال از حضور امریکا و متحدان بین المللی آن در افغانستان به بهانه مبارزه و ریشه کنی تروریسم می گذرد اما چیزی که عاید حال افغانستان شده شکست بوده و نه چیز دیگر. بنابر اذعان قاسم حسین، روزنامه نگار روزنامه «اوسط« چاپ بحرین " شکست از ویژگی های برجسته سیاست آمریکا در منطقه است."
اگر امریکا را پیروز جنگ مبارزه با تروریستم در منطقه فرض کنیم، باید جنگ را خاتمه شده بدانیم که در این صورت بازار فروش صنایع نظامی و جنگ افزاهای آمریکا و دیگر کشورهای سازنده سلاح کساد خواهد شد. خریدارانی که با توجه به فضای نا امن خاورمیانه و وجود تهدیدات علیه خاک آنها، ناچارند خود را در برابر تجاوزات احتمالی مجهز و بیمه کنند.خطری قریب الوقوع که به صورت اپیدمیک در کشورهای این منطقه رو به افزایش است.
اما در عرصه داخلی و در نظام آشفته بازار سیاسی افعانستان علاوه بر گروه های افراطی که از چالش های مهم سیاسی برای آینده کشور هستند، جناح اپوزیسیون هم که خواهان سهم گیری در قدرت هست بر میزان چالش های موجود افزوده است.
اما راه خروج از این بحران چه می تواند باشد؟ افغانستان چگونه می تواند از نقش غیر موثر و منفی خود در سطح بین الملل بکاهد و به شریکی قابل اعتماد و همسایه ای قدرتمند تبدیل شود؟ آیا اصولا راه خروج از این بحران امکان دارد یا خیر؟
به طور کل به دلیل شرایط خاص افغانستان پرهیز از روحیه تخاصم لازم و ضروری است. بحث و گفتگو با چشمانی باز با دیگر کشورها برای ایجاد بستر همکاری های مشترک از مهمترین اقداماتی است که می بایست جزو اولویت های دولت افغانستان قرار بگیرد. در این اولویت لزوم مبارزه با هر نوع فعالیت تروریستی و ریشه کنی بدون تامل گروه های افراطی مورد تاکید است.
شناخت منافع ملی، تجمیع منافع و کنار آمدن در داخل با یکدیگر و درک شرایط حساس منطقه و تعیین راهبرد ملی و منطقه ای طولانی مدت و بررسی این راهبرد منطقه ای با کشورهای همسایه مسئله مهم بعدی است چرا که مبارزه با تروریسم و افراط گرایی نیاز به اجماع منطقه ای دارد.
استفاده از روش های قهری و تحریم برای اعمال فشار بیشتر بر گروه های اسلام گرای افراطی، مشارکت و راه اندازی گفتمان بین کشورهای منطقه برای تشکیل ائتلاف مشترک و گسترده که نهایتا منجر به منزوی ساختن و فروپاشی این گروه ها شود.
تقویت ایدئولوژی مبارزه با افراط گرایی و وحشت و خشونت به عنوان ابزاری قاطع نیاز به توجه بیشتری دارد. امروز تبلیغات و به راه انداختن جنگ تبلیغاتی از مسائل مهم در محراق توجه هر جناحی است. استفاده از تریبون دینی مانند مساجد و تکیه خانه ها و همچنین تدوین برنامه های تشویق کننده برای تشریک مساعی مردم علیه تروریسم از طریق رسانه ها و وسایل ارتباط جمعی نیز موثر است. تدوین، اجرایی کردن و نظارت بر سیاست های آموزشی و جلوگیری از ورود و گسترش ایدئولوژی افراط گرایی به مکاتب و دانشگاه ها در قدم بعدی قرار دارد. تمرکز زدایی از قدرت سیاسی و سهیم کردن همه بخش های جامعه در تصمیم گیری ها و ارائه فرصت های اجتماعی به صورت برابر برای جلوگیری از افزایش نارضایتی های عمومی می تواند از پیوستن نیروی بیشتر به صف مخالفان موثر واقع شود .
برطرف کردن خلا های امنیتی و دفاعی و تحدید مرزهای کشور و همچنین بازنگری در برنامه های دفاعی-امنیتی کشور و تجدید قوا برای بررسی اینکه خلاهای دفاعی و امینتی کشور در کجاست باید در دستور کار وزارت های دفاع و داخله و اداره امنیت ملی بعنوان نهادهای مسئول امنیتی قرار بگیرد.در کنار این رکن اتخاذ سیاست منسجم و روشن برای خلط مفهوم بین دوست و دشمن بسیار مهم می نماید.
در مجموع مبارزه با تروریسم و افراطی گری نه از عهده یک کشور و یک سازمان بر می آید بلکه نیاز به یک عزم و اراده جمعی برای به حاشیه راندن این پدیده شوم و جلوگیری از بازتولید آنها دارد. با همه اتهام هایی که از سوی پاکستان و دیگر کشورها مبنی بر فضا سازی برای فعالیت این گروه ها به افغانستان وارد می شود اما کشورمان پتانسیل آن را دارد که ظرفیت های گوناگون خویش را در محورهای صلح آمیز به منصه ظهور برساند. به طور حتم چالش گروه های افراطی باعث تهدید افغانستان و به تبع آن خاورمیانه است اما با مدیریت صحیح جنگ می تواند به فرصت های مناسب برای کشور تبدیل شود.سوای جنبه دفاعی حضور آمریکا و ناتو در افغانستان، فرصت استفاده از تجارب مدیریت جنگ در سطح اول دنیا از زبان فرماندهان ارشد نظامی آمریکا و اروپا یکی از مزیت های حضور نیروهای ائتلاف بین المللی است.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر