سئوال
پابلو نرودا
راستی الان هیتلر توی جهنم با کدام کار اجباری
خونابه عرق میکند؟
آیا دیوارها را لمس میکند یا لاشهها را؟
آیا او کشتههایش را از بوی گاز بازمیشناسد؟
آیا او برای صرف غذا، خاکستر دریافت میکند
خاکستر آن همه کودک سوخته؟
یا این که دندانهای طلا در دهان او میکوبند
دندانهای طلای شکستهی دیگران را؟
یا که برای خواب
او را روی سیم خاردار دراز میکنند؟
یا این که پوست او را خال میکوبند
برای روکش فانوسهای جهنم؟
یا این که سگهای سیاهِ آتشین
مدام او را گاز میگیرند؟
یا او میبایست بدون وقفه- شب و روز -
سفر کند با اسیرانش؟
یا این که مدام بمیرد
- بی آن که اجازه داشته باشد، تا بمیرد –
برای همیشه زیر دوش (شاور) گاز؟
خونابه عرق میکند؟
آیا دیوارها را لمس میکند یا لاشهها را؟
آیا او کشتههایش را از بوی گاز بازمیشناسد؟
آیا او برای صرف غذا، خاکستر دریافت میکند
خاکستر آن همه کودک سوخته؟
یا این که دندانهای طلا در دهان او میکوبند
دندانهای طلای شکستهی دیگران را؟
یا که برای خواب
او را روی سیم خاردار دراز میکنند؟
یا این که پوست او را خال میکوبند
برای روکش فانوسهای جهنم؟
یا این که سگهای سیاهِ آتشین
مدام او را گاز میگیرند؟
یا او میبایست بدون وقفه- شب و روز -
سفر کند با اسیرانش؟
یا این که مدام بمیرد
- بی آن که اجازه داشته باشد، تا بمیرد –
برای همیشه زیر دوش (شاور) گاز؟
شهادت
من شهادت میدهم!
من آن جا
بودم.
آن جا بودم
رنج بردم و آن چه را
که شاهد بودم،
در خاطر زنده نگه خواهم داشت.
اگر کسی نباشد
که به یاد داشته باشد،
من هستم، که شهادت بدهم.
حتا اگر که دیگر چشمی هم بر روی زمین نباشد
من هم چنان خواهم دید،
و نبشته برجای خواهد ماند، این جا
آن خون.
شعله آن عشق
همچنان این جا خواهد سوخت.
هیچ فراموشی در کار نخواهد بود: سروران من
و از لای دهان له شدهام
آن دهانها، سرود خواهند خواند
همچنان!
من شهادت میدهم!
من آن جا
بودم.
آن جا بودم
رنج بردم و آن چه را
که شاهد بودم،
در خاطر زنده نگه خواهم داشت.
اگر کسی نباشد
که به یاد داشته باشد،
من هستم، که شهادت بدهم.
حتا اگر که دیگر چشمی هم بر روی زمین نباشد
من هم چنان خواهم دید،
و نبشته برجای خواهد ماند، این جا
آن خون.
شعله آن عشق
همچنان این جا خواهد سوخت.
هیچ فراموشی در کار نخواهد بود: سروران من
و از لای دهان له شدهام
آن دهانها، سرود خواهند خواند
همچنان!

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر