سرمقاله
قاسم سام قاموس
به نظر ميرسد صلح و آرامش با اين سرزمين سرسازگاري ندارد و
با گذشت هر روز چيزي عوض نميشود و روزنهي براي تغيير نيست. در اين بين، دولت
وحدت ملي چگونه از پس اين همه جنگ طلبي برآمده و به صلح ميرسد؟ پرسش اساسي اين
است كه دولت وحدت ملي آيا به چيزي به نام صلح باور دارد يا مانند خلفاش با بازي با كلمات، وقت گذراني ميكند؟
جنگ و صلح، دو رويكرد دو گانهاي است كه با هم
جمعشدني نيستند و هر كدام راه خود را ميرود و ساز خود مينوازد. حامد كرزي در دو
دولت انتصابي و دو دولت انتخابي، كارش به جايي رسيد كه در غايت، عامل جنگ و دشمنان
صلح را برادر ناراضي و آزرده خاطر نام نهاد و به اين گونه، با رأي و سرنوشت آدمها
و جامعه بازي كرد.
حالا محمد اشرف غني با دادن عنوان مخالفان سياسي به عامل و
دشمنان صلح، آيا با كارت خلفاش به همان بازيي تكراري ادامه ميدهد؟ دولت وحدت ملي
با رأي مردمي شكل گرفته است كه رويكرد صلح در پيش گرفتهاند. اما اگر قرار باشد با
رأي اين مردم بار ديگر همان بازيي موش و گربه تكراري ادامه يابد از همين حالا
بايد راه اين مردم را از دولت،جدا شده تلقي كرد. چرا كه در آن صورت، راه دولت از
مردم جدا افتاده است. دولتي كه تعريف
روشني از دوست و دشمن نداشته باشد چگونه ميتواند مدافع و امانتدار رأي ميليونها
آدم اين سرزمين باشد؟
افزايش ناامني در روستاها و حملات انتحاري در شهرها ناشي از
سياست غلط و ناشيانهاي است كه در اين سالها با عاملان جنگ و دشمنان صلح در پيش
گرفته شده است. ادامه و از سرگيري اين سياست حالا از سوي هركسي كه در پيش گرفته
شود به معني تجربه ناكارآمديهاي گذشته است. ماهها بردباري و حوصله براي روشن شدن
نتيجه انتخابات به معني به سخره گرفتن شعور مردم نيست! برنده انتخابات به اين معني
نيست كه مردم را يكبار ديگر تا انتخابات بعدي به فراموشي سپرد و به امتياز دادن به
عامل جنگ و دشمنان صلح ادامه داد و اين سياست تباري را از سر گرفت. مردم اگر تباري
رأي داده بودند هيچ يك از كانديداها برنده انتخابات نبود.
رأي مردم به صلح خواهي كانديداهاي مطرح بود. اما اگر قرار
باشد اين كانديداهاي مطرح، خلاف رأي مردم و ضد منافع ملي كشور حركت كنند تنها
گزينهاي كه ميماند بازپسگيري رأيشان خواهد بود. مادامي كه عامل جنگ و دشمنان
صلح، دولت بديل خود را دارند و قانون خود را و قانون اساسي و ارزشهاي پذيرفته شدهي
جهاني حقوق بشر و آزادي و دموكراسي را قبول نداشته باشند چگونه ميتوانند مخالفان
سياسي دولت برحالي كه با رأي مردم روي كار آمده است تعريف شوند. گروهي كه قانون
اساسي كشور را قبول ندارند چگونه ميتواند مخالفان سياسي قلمداد شوند؟ دولت وحدت
ملي آيا به معني شريك ساختن عوامل جنگ و دشمنان صلح در
تركيب اين دولت است؟ روزمان را بايد با صداي انفجار و انتحار آغاز كنيم، اين آيا
ماهيت دولت وحدت ملي و برآيند رأي مردم است؟
به نظر ميآيد دولت وحدت ملي از همين حالا با مخالفان سياسي
خطاب كردن عوامل جنگ و دشمنان صلح، خواسته و باور انسان افغاني را به بازي گرفته
است. از ديگر سو، چانه زنيها بر سر تقسيم قدرت به اندازهاي بالا گرفته است كه
پايخت كشور هم جولانگاه تاخت و تاز عوامل جنگ و دشمنان صلح شده است. رسيدن به صلح
به معني معامله با عوامل جنگ و دشمنان صلح و امتياز دادن به آنها نيست. مردم با
رفتن به پاي صندوقهاي رأي، به اين وضعيت و اين سياست، نه گفتند.
حالا يكي از روزنههايي كه ميتواند به صلح و پايان جنگ
منتهي شود، تشكيل كابينه دولت وحدت ملي است. تركيب كابينه و چگونگي چينش مهرههاي
كليدي و غير كليدي قدرت، ميتواند نمايانگر وضعيت كشور در پنج سال آتي در زمينه
صلح باشد. اين همان چيزي است كه ميتواند به اهميت موضوع بيفزايد و تأكيدي باشد بر
تأثيرگذاري آن در چگونگي دولت وحدت ملي تا پايان عمر اين دولت.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر