پرسشي از زمان
پرسشي از زمان، شايد
از سفر در قطارها
جادههايي كه به برادر
به دشمن، پايان ميگيرد
پرسشي از زمان
موسيقي خواهد آمد
دادگاهي هراس ترا، فقر ترا داوري خواهد كرد
و دادگاهي ديگر، فردا بگونهاي ديگر
سرگرداني را
كه خويشتن را ميبازد
و از زباني
كه مردم بدان سخن ميگويند الكن است،
داوري خواهد كرد
پرسشي از زمان
استعمارگران غنا و روشني،
عشق دشوار، شفافيت
را خواهد گفت
اما همواره سرگيجه
سايهها را برفراز جادهها خواهد كشيد
و آسمانها را برفراز غوغا و سكوت خواهد گشود
و مردان، تنها، زنان، تنها
بي كه پناهي، بي كه سخن دلخواه را توانند يافت
نام شب را خواهند گفت
ادگار بايلي
شاعر ارژانتيني
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر