دنيس موك¬وگه
ترجمه: گلنار سعيد
گزينش و ويرايش: سام قاموس
دكتر دنيس موك¬وگه يك پزشك مشهور بين¬المللي اهل كنگو است. او در بيمارستان پانزي كنگو بيماراني را مداوا مي¬كند كه قربانيان خشونت جنسي در كشوري¬اند كه به خاطر شانزده سال درگيري تكه پاره شده است. دكتر موك¬وگه نقطه نظرات خود را در مورد بحران كنگو و نقش زنان در اين درگيري با نشريه اينترنشنال افيرز (شماره 67، پاييز/ زمستان 2013) به اشتراك گذاشته است. او معتقد است خشونت جنسي عليه زنان در كنگو، در اصل، يك استراتژي جنگي است و مي¬گويد تجاوز به عنوان سلاحي جنگي حتي مخرب¬تر از يك اسلحه مرسوم عمل مي¬كند چرا كه به شيوه¬اي نظام-مند و گسترده براي آسيب رساندن به خانواده و جامعه مورد استفاده قرار مي¬گيرد. موك¬وگه تاكيد مي¬كند كه زنان نقش مهمي در بازگرداندن صلح و ترويج توسعه در كنگو دارند و صداي آنان بايد در تمام مراحل صلح شنيده شود.
در سپتامبر 2013، پزشكي اهل كنگو در مجمع عمومي سازمان ملل متحد تجاوزهاي گروهي به زنان و دختران در جمهوري دموكراتيك كنگو و مصونيت قضايي مسوولان اين وقايع را محكوم كرد. دكتر دنيس موك¬وگه گفت كه از اينكه جامعه بين¬الملل نتوانسته جلوي اين رفتارهاي سبعانه را بگيرد، شرمسار است. او يك ماه بعد در محل اقامتش در باكاوو واقع در جمهوري دموكراتيك كنگو مورد حمله قرار گرفت و به اجبار تبعيد شد. دكتر موك¬وگه در سال 2012 و 2013 نامزد جايزه صلح نوبل شد و در جنوري 2013 به كنگو برگشت تا كار خود را در بيمارستان پانزي از سر گيرد. او آنجا بيماراني را مداوا مي¬كند كه قربانيان خشونت جنسي در كشوري¬اند كه به خاطر شانزده سال درگيري تكه پاره شده است. به نقل از سازمان ملل "كنگو وخيم¬ترين اوضاع را به لحاظ خشونت جنسي در بين كشورها دارد". از سال 1996 تا كنون، در كنگو حدود پنجصد هزار زن مورد تجاوز قرار گرفته¬اند. گفت¬وگو با او را در زير مي¬خوانيد.
شما گفته¬ايد كه خشونت عليه زنان و تجاوز در كنگو يك "استراتيژي جنگي" است. با اين حال، برخي از كارشناسان باور دارند كه مشكل اجتماعي گسترده¬تري طي ايندرگيري طولاني شكل گرفته است. آيا فكر مي¬كنيد عوامل فرعي ديگري وجود دارند كه در بالا بودن ميزان تجاوز در كنگو نقش داشته باشند؟
بله، عوامل ديگري هستند كه در اين مساله دخيل¬اند. اين ماجرا پانزده سال است كه ادامه دارد و تاثير وحشتناكي روي نسل-هاي جوان¬تر گذشته است. وقتي پسري مي¬بيند كه مادر، يا خواهرش جلوي چشمانش مورد قرار مي¬گيرند، شكنجه مي¬شوند، و كشته مي¬شوند، رويش چه اثري دارد؟ راجع به زنان چطور فكر خواهد كرد؟ چطور آن¬ها را محترم خواهد شمرد؟
اما يك مشكل حقوقي هم هست. يك جور فرهنگ مصونيت وجود دارد و قانوني وجود ندارد كه متجاوزان مورد پيگرد قرار گيرند. جامعه بين¬الملل بي¬تفاوت است و دولت هم توانايي اجراي عدالت را ندارد.
فرهنگ مصونت در برابر قانون- كه در كنگو شايع است- باعث تخريب تلاش¬هايي مي¬شود كه براي برقراري قانون و ايجاد اعتماد مردم به نهادهايشان صورت مي¬گيرد، و اخلاق را فاسد مي¬كند.
نبود مكانيزم¬هاي صحيح براي بازگرداندن اوضاع به وضعيت عادي (يعني روندهاي خلع سلاح، برگرداندن كشور به حالت عادي، و انسجام¬بخشي دو باره) جامعه را آسيب¬پذيرتر كرده است. چون بسياري از جنگ¬جويان سابق و كودكان سرباز وقتي به زندگي عادي برمي¬گردند، عادت زشتي چون جنايات جنسي و سوءاستفاده را ادامه مي¬دهند. فقر، منزوي بودن جوامع، و در معرض درگيري بودن از جمله عوامل مختلفي هستند كه بر تساوي جنسيتي و خشونت جنسي تاثير مي¬گذارند. اين شرايط بستري براي جنايت كاري و به ويژه جنايات جنسي بين غيرنظاميان فراهم كرده است.
اما به گمان من خشونت جنسي در بين زنان در كنگو، در اصل، يك استراتيژي جنگي است. من با نهايت تاسف شاهد مستقيم اين واقعيت بي¬رحم بوده¬ام. جامعه بين¬المللي نيز طي مناظراتي در مورد زنان، صلح، امنيت، و با پذيرفتن قطع¬نامه¬هاي 1820 (در سال 2008)، 1888 (در 2009)، 1960 (در 2010)، و 2106 (در 2013) شوراي سازمان ملل، اين پديده را به عنوان تهديدي براي صلح و امنيت بين¬الملل به رسميت شناخته است. آثار جسمي، روان¬شناختي، و اجتماعي اين نوع شكنجه جنسي دهشتناك است.
تجاوز به عنوان سلاحي جنگي حتي مخرب¬تر از يك اسلحه مرسوم است. تجاوز همراه با خشونت بسيار زياد در كنگو نه تنها براي تخريب استحكام دروني زنان بلكه به شيوه¬اي نظام¬مند و گسترده براي آسيب رساندن به خانواده و جامعه مورد استفاده قرار گرفته است.
نشانه¬هاي اين امر را مي¬توان به طور خلاصه برشمرد: زنان اغلب در قضاي عمومي مقابل چشم خانواده¬شان مورد تجاوز قرار گرفته¬اند، اين تجاوز به دست گروه¬هاي نظامي يا شبه¬نظامي صورت گرفته، و آن¬ها با قصد آسيب¬رساني بيشتر به قرباني او را مجروح كرده¬اند. زنان و دختران در بسياري از موارد، از شرم مجبور به ترك خانه و محله¬شان شده¬اند، كه اين منجر به جابه¬جايي عظيم مردم و مهاجرت¬هاي گسترده روستايي شده است. اين مساله تاثير مهمي بر اقتصاد گذاشته و به طور جدي مانع از برقراري امنيت و صلح بادوام و نيز توسعه پايدار شده است. به علاوه، مساله جدي ديگري كه جاي نگراني دارد كودكاني¬اند كه ماحصل اين تجاوزها هستند و با بحران¬هاي هويتي بزرگي مواجه مي¬شوند: نه مقبوليت دارند و نه حقوق قانوني.
خشونت عليه زنان و دختران نقض حقوق بشر است. اين مساله¬اي فراگير براي سلامت همگاني، و نيز مانعي براي حل چالش¬هاي جهاني مانند ايدز، فقر شديد، و درگيري¬هاي خشونت¬آميز است. زندگي ميليون¬ها زن و دختر را در زمان جنگ و پس از جنگ ويران مي¬كند و اين وضعيت در دوران صلح هم ادامه پيدا مي¬كند. خشونت عليه زنان هيچ منع اجتماعي يا فرهنگي ندارد و رفتارهاي بزكارانه¬اي – از تجاوز و خشونت خانگي گرفته تا آزار جنسي و سوءاستفاده معلم¬ها يا كارفرمايان – را شامل مي¬شود. تجاوز احتمالاً قديمي¬ترين جنابت با حداقل مجازات در تاريخ بوده است.
براي حل اين مساله چه فعاليت¬هاي ديگري مي¬توان كرد؟
جنگيدن با مصونيت مساله¬اي كليدي براي پرداختن به سبعيت¬هاي گسترده در گذشته و حال است. وقتي اساس¬نامه رم كه دادگاه جنايي بين¬الملل را تاسيس كرد در جولاي 2002 به اجرا گذاشته شد، اميدواري زيادي در كنگو ايجاد شد. آن¬هايي كه مسؤل خطيرترين جنايات مورد توجه جامعه بين¬الملل- مثل جنايات خشونت جنسي- بودند، مي¬بايست مورد پيگرد قانوني قرار بگيرند و عدالت در موردشان اجرا شود. به علاوه، بايد اقدامات موقت عدالت¬جويانه مشل تشكيل يك ديوان محاكمات چند جانبه (مانند ديوان محاكمات سيرالئون يا كامبوج) براي پيگرد قانوني جنايات بين¬المللي- كه در كنگو بين سال¬هاي 1993 و 2003 رخ داده- پيش¬بيني شوند. صندوق جبران خسارت قربانيان نيز تشكيل خواهد شد تا به بازماندگان و قربانيان تاوان و غرامت بدهد.
مردم كنگو مشتاق صلح وعدالتند. موافقت¬نامه صلح، امنيت و تعامل در كنگو را يازده كشور و چهار سازمان بينادولتي در 24 فبروري 2013 در آديسآبابا امضا كردند، اولين اقدام صلح، پرداختن به دلايل پنهان خشونت و درگيري مكرر در كنگو و در منطقه است. قدم بعدي مطمئن شدن از پياده¬سازي موثر "چارچوب اميد" است. كمك¬هاي توسعه¬اي به خصوص از طرف بانك جهاني بايد منوط به همراهي حكومت با اصلاحات و تعهداتي كه بر سر آنها در آديس¬آبابا توافق شده باشد.
اصلاح بخش امنيتي نيز يكي از مهم¬ترين اصلاحات نهادي است. تلاش اصلي اين است كه دولت مسؤليت محافظت از افراد غيرنظامي را به عهده بگيرد. برنامه¬هاي خلع سلاح، برگرداندن كشور به حالت عادي، و انسجام دوباره بايد محافظت از سلامت رواني افرادي را كه از زندگي نظامي به زندگي عادي برگشته¬اند، در خود لحاظ كرده باشد. اين برنامه همچنين بايد شامل پروژه¬هايي جامعي باشد كه بر مبناي نيازهاي گروه¬هاي آسيب¬ديده تعريف شوند. ادارات دولتي، به خصوص نيروهاي امنيتي، بايد سابقه تمام افرادي را كه در سوءاستفاده¬ها و نقض قوانين بشردوستانه بين¬المللي و حقوق بشر شركت داشته¬اند، بررسي كند. اين تنها گزينه عملي براي تضمين امنيت و حفظ افراد غيرنظامي و ايجاد محيطي مناسب براي ساختن حكومتي بر مبناي قانون است كه توسعه اقتصادي و اجتماعي را در كنگو رواج دهد.
در سخنراني¬تان در سازمان ملل گفتيد كه جامعه بين¬الملل اقدامات كافي را براي حل بحران كنگو انجام نداد. جامعه بين-المللي از چه مي¬ترسد؟
نمي¬دانم آنها از چه مي¬ترسند، اما چيزي كه صحت دارد اين است كه جامعه بين¬الملل مدت پانزده سال درباره آنچه در كنگو رخ داد سكوت كرده است. اتفاقا سؤال خوبي است: آن¬ها از چه مي¬ترسند؟ چرا نمي¬خواهند مشكل را حل كنند؟ چرا هنوز به هزاران زن در كنگو تجاوز مي¬شود؟
اما خوشحالم كه در ماه¬هاي اخير كوشش¬هايي صورت گرفته است. شش ماه پيش، تصميم بان كي¬مون، دبيركل سازمان ملل، منجر به امضاي توافق¬نامه چارچوب آديسآبابا شد. بانك جهاني هم در حمايت از اين روند برنامه¬هاي توسعه¬اي ارائه داده است. تشكيلات تازه تاسيس¬شده مداخله سازمان ملل اكنون اختيارات بيشتري براي جلوگيري از خشونت دارند و فرستاده-هاي ويژه كنگو از طرف سازمان ملل و امريكا مشخص شده¬اند تا روند صلح را ترويج كنند. اين اقدام¬ها اميدواركننده است و بايد از اين شتابي كه كارها در پيش گرفته¬اند بي¬درنگ استفاده كرد.
اقدامات قبلي براي ايجاد صلح در كنگو (از توافق¬نامه¬هاي سان سيتي گرفته تا گوما و از خلال توافق لوساكا) بذر درگيري-هاي تازه را پراكند و انتخاب راه حل سياسي كوتاه¬مدت به جاي سرمايه¬گذاري در بلندمدت ايجاد اين درگيري¬ها را تضمين كرد. مسؤلان كنگويي و جامعه بين¬الملل نمي¬توانند اشتباهات گذشته را تكرار كنند، آن¬ها بايد مسؤليت اخلاقي و قانوني محافظت از جمعيت غيرنظامي را بر عهده بگيرند و بر اساس تعهداتي كه در آديس آبابا داه شده، آينده¬اي بهتر در كنگو بنا كنند.
چرا رسيدن به اين خواسته سياسي اين¬قدر دشوار است؟ خطرات و يا هزينه¬هاي مداخله چقدر است؟
من طرفدار مداخله نظامي نيستم. به نظرم جامعه بين¬الملل بايد براي حل بحران كنگو از روش سياسي استفاده كند. نمي¬دانم چرا اين¬قدر دشوار است كه بر سر اين مساله توافق ايجاد شود و به آن عمل شود.
صلح و پايداري در بلندمدت به نفع همه است. و سياست¬مداران بايد تا جايي كه مي¬توانند از همه اهرم¬هايشان براي اعمال فشار بر افرادي كه مسؤليت دارند استفاده كنند تا اطمينان حاصل شود كه اين اهداف محقق مي¬شوند. خشونت راه حل نيست، زيرا خشونت بيشتري را دامن مي¬زند. راه حل¬هاي سياسي كوتاه مدت منجر به تكرار همان خطاهاي گذشته مي¬شود (يعني يك¬پارچگي گروه¬هاي شورشي و رواج مصونيت) و مشوق ناآرامي¬هاي بيشتري است.
هزينه مداخله نكردن هرج و مرج است. برقراري صلح و توسعه پايدار در كنگو يك نياز عاجل است.
چه كسي به طور خاص قدرت و نفوذ لازم را براي كمك به حل بحران كنگو دارد؟
مسؤلان كنگو مسؤليت اصلي تضمين محافظت از غيرنظاميان و تقويت قانون را به عهده دارند. اما چنين بحراني نيازمند حمايت طيفي از ذي¬نفعان، و كنش¬گران حكومتي و غيرحكومتي است. ما خواستار آن هستيم كه كشورهاي ناحيه گريت ليكز و نيز جامعه بين¬الملل براي حل بحران كنگو از خود اراده سياسي نشان دهند. مي¬خواهيم كه جامعه و رهبران مذهبي وارد ماجرا شوند. به دخالت سازمان¬هاي جامعه مدني و خود جامعه در كليتش احتياج داريم. ما نياز به¬احترام متقابل و همبستگي بين مردم و ملت¬ها داريم. بايد براي گرفتن حق¬مان به¬پا خيزيم. بايد سكوت را بشكنيم. بايد امر ناپذيرفتني را تقبيح كنيم.
بالاخص، شوراي امنيت اين نفوذ و قدرت را دارد كه فشار سياسي اعمال كند و براي رسيدن به راه حل كنگو مذاكره كند.
گزارش شده كه بيست زن غير مسلح از شما محافظت مي¬كنند. آيا اين استعاره¬اي از نقش بالقوه زنان براي كمك به پايان دادن به اين بحران است؟
زندگي من بيشتر از يكبار با خطر مواجه بوده است. و شرايط امنيتي دور و برم براي محافظت از من و مسؤلان و بيماران بيمارستان پانزي سفت و سخت¬تر شده است.
اين شايعه درست نيست كه بيست زن غير مسلح از من محافظت مي¬كنند اما آن¬چه صحت دارد اين است كه بعد از حمله، گروهي از زنان مرا متقاعد كردند كه به كنگو برگردم و حتي براي بليت هواپيمايم هم پول جمع كردند. وقتي خارج از كشور بودم، اين زنان به خاطر حمله¬اي كه به من شده بود به مسؤلان اعتراض كردند و عزم و اراده¬شان من را واقعا تحت تاثير قرار داد.
من معتقدم كه صداي زنان بايد در تمام مراحل صلح شنيده شود. آن¬ها نقش مهمي در بازگرداندن صلح و ترويج توسعه دارند. روي اين مساله در قطع¬نامه 1325 شوراي امنيت تاكيد شده و اخيرا با پذيرش قطع¬نامه 2106 دوباره اين موضوع قوت گرفته است.
منبع
زن¬نگار، نشريه پژوهش¬گران و كنش¬گران مطالعات زنان شماره بيست و يكم، ارديبهشت ماه (ماه ثور) 1393/ INSTITUTE FOR WAR & PEACE REPORTING



هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر