ماجرای تحریف شخصیت سیماسمر به سلمان رشدی افغانستان/طبیبی که شاگردش دیپلمات شد/وزیری که دفتر کار نداشت
گفتوگوی صمیمی فارس با داکترسیما سمر
رئیس کمیسیون مستقل انتخابات افغانستان در گپوگفتی صمیمی از ماجرای تلخ زندگیش در دوره طالبان، اشغال افغانستان توسط شوروی، زندگی در مهاجرت، ازدواج، طبابت، ورود به عرصه سیاست و وضعیت فعلی خود در افغانستان گفت.

رئیس کمیسیون مستقل انتخابات افغانستان با اشاره به روزهایی که تجهیزات بیمارستان «بهسود» را از غزنی شبانه انتقال میداد و مدارس دخترانه کابل را در زمان طالبان حمایت مالی میکرد، گفت: برای انعقاد قرارداد با سفیر آمریکا مقیم کابل در وزارت زنان در حالی که حتی یک صندلی نداشته یکی از نکات جالب این مصاحبه بود.
وی با بیان اینکه جایزه صلح نوبل به «اوباما» اقدامی سیاسی بوده از نوبل انتقاد کرد و افزود: همه دنیا میدانند که اوباما در هنگام دریافت جایزه تنها یک ماه رئیس جمهور آمریکا بود ضمن اینکه او فقط هواپیمای جنگی برای بمباران مردم میفرستد که صلح آور نیست.
سمر با بیان اینکه یگانه راه حل برای افغانستان، رفع تبعیض و اعاده برابری و دموکراسی در کشور است اظهار داشت: هیچ کشوری به رفاه و ترقی دست نمییابد مگر اینکه در آن ارزشهای حقوقبشری تأمین باشد.
وی تاکید کرد: از هر قوم و طائفهای که باشیم با یکدیگر برابر هستیم لذا هیچ کس نسبت به دیگری برتری ندارد.
رئیس کمیسیون حقوق بشر افغانستان با بیان اینکه زمانی که وزارت زنان را در دولت کرزی راهاندازی کردیم وضع دولت از لحاظ مالی بسیار خراب بود تصریح کرد: در آن زمان حتی یک «صندلی» برای نشستن سفیر آمریکا در وزارتخانه نداشتیم تا با او قرارداد امضا کنیم.
سمر با بیان اینکه بعضی نامزدهای ریاست جمهوری به دلیل شهرت خود را کاندید میکنند گفت: ریاست جمهوری در کشوری چون افغانستان مسئولیت بسیار بزرگی به حساب میآید.
وی افزود: برنامههای کمیسیون حقوق بشر مطابق قانون حمایت و دفاع از حقوق بشر است و مهمترین تلاش ما حاکمیت قانون است، زیرا اگر قانون در افغانستان حاکم شود بخش عمدهای از مشکلات کشور را از بین میرود.
رئیس کمیسیون حقوق بشر افغانستان گفت: ما باید از خشونت پرهیز کنیم، یگانه ارزش و اصولی که ما را از بدبختیها نجات میدهد، احترام به ارزشهای حقوق بشر و ارزشهای انسانی است.
سیما سمر در مورد چگونگی زندگی، فعالیتهای حقوق بشری و فراز و فرودهای زندگی خود با خبرنگار سایت افغانستان خبرگزاری فارس گفتوگو داشته است.
متن کامل گفتگو:
فارس: انگیزه بشردوستانه و حمایت از حقوق بشر برای شما از کجا آغاز شد؟
سمر: در زمان جوانی احساس میکردم که تبعیضات و تخطیهای حقوق بشری بهویژه در بخش جنسیت، قومیت و مذهب در افغانستان وجود دارد. همین موارد سبب شد تا من در سن نوجوانی و کلاس هفتم برای مبارزه با این موارد در مدرسه و خانواده فعالیتهایم را آغاز کنم و اقداماتی را برای رفع تبعیض انجام دادم، که بعداً این مبارزه در وجودم نهفته شد.
فارس: اولین چیزی که سبب شد شما آن را تبعیض بپندارید، چه بود؟
سمر: من در ولایت «هلمند» درس خواندهام ولی زادگاهم فرمانداری «جاغوری» ولایت «غزنی» است، 7 ساله بودم که برای درس خواندن به ولایت هلمند رفتیم، چون تا آن زمان تنها به زبان خود آشنا بودم و فقط قوم خود را دیده بودم، با وارد شدن به مدرسه دیدم چه تبعیضاتی برای اقوام «هزاره» و «شیعه» وجود دارد.

من در جاغوری نزد «ملا» خواندن فارسی، ضرب و تقسیم، جمع و تفریق را فرا گرفتم و قرآنشریف را نیز میتوانستم بخوانم، به همین منظور پدرم مرا نزد «مدیر مدرسه» برد و به وی گفت: از دخترم امتحان کلاس اول را بگیر، سپس او را به کلاس دوم بفرست..
فارس: دلیل این که از «جاغوری» به «هلمند» رفتید، چه بود، در حالیکه سایر مردم از آنجا به کابل، هرات و مزارشریف میرفتند؟
سمر: اول اینکه مردم هزاره در هلمند زیاد هستند و پدرم نیز در ولایت هلمند مأمور دولت بود، به همین دلیل ما به هلمند رفتیم.
فارس: شما از رشته پزشکی فارغالتحصیل شدهاید، چهشد که حمایت از حقوق بشر در راس اقدامات خود قرار دادید؟
سمر: طبابت به ارزشهای حقوقبشری بسیار نزدیک است زیرا در طبابت با کسانی سروکار دارید که در بدترین حالت قرار دارند. هر دردی که انسان داشته باشد، درد است، چه درد دندان چه هر درد دیگری.
زمانیکه به یک انسان کمک میکردم بسیار لذتبخش بود، به همین دلیل طب خواندم، رشته دانشگاهی طب جزو رشتههای پولآور به حساب میآمد. من به مدت بیشتر از 20 سال در عرصه طبابت کار کردم.
فارس: در یکی از مصاحبههای تلویزیونی خود گفته بودید، شبنامه پخش میکردید، فعالیتهای سیاسی شما از کجا آغاز شد و تا کجا ادامه یافت؟
سمر: فعالیتهای من از کلاس 7 مدرسه آغاز شد. تلاش زیادی کردم تا راهی برای جلوگیری از تبعیضات انجام دهم. زمانیکه در دانشگاه کابل دانشجو بودم، کودتا شد و در راه مبارزه در این راه افراد زیادی از خانوادهام جان خود را از دست دادند.
برایم جالب بود یکی از همکلاسیهایم را ماه گذشته بعد از 33 سال در «آلمان» دیدم که به من گفت: یادت است روزی که امتحان «داخله» داشتیم، صبح زمانی که هر دوی ما از خانه خارج شدیم تا به دانشگاه برویم، سربازان روس و تانکهای آنان در خیابانهایی که نزدیکی خانه ما در چهارراه «دهبوری» در غرب کابل، گشت و گذار میکردند، را دیدیم.
فارس: چهچیزی به شما انگیزه میداد تا در زمان جنگ، دست به فعالیتهای حقوقبشری بزنید؟
سمر: من فکر میکنم که یگانه راه حل برای افغانستان، رفع تبعیض و اعاده برابری و دموکراسی در کشور است و هیچ کشوری به رفاه و ترقی دست نمییابد مگر اینکه در آن ارزشهای حقوقبشری تأمین باشد.
از هر قوم و طائفهای که باشیم با یکدیگر برابر هستیم. هیچ کس نسبت به دیگری برتری ندارد.
فارس: اولین سفر شما به عنوان مهاجر به کدام کشور بود و چطور انجام شد؟
سمر: ما شب از جاغوری سفر کردیم و از راههایی که روسها آن را غیرقانونی میدانستند سفر را آغاز کردیم. چراغ «جیپ» را خاموش گذاشته بودیم، زیرا اگر چراغ روشن میبود و هواپیمای روسی ما را میدید، حتما به خودروی ما حمله میکرد.
مکانی که به نام « تنگی چادر» مشهور است، درهای بسیار سخت و صعبالعبور است که این مسیر را با خودروی کهنه «جیپ» طیکردیم و تا رسیدن به پاکستان تقریباً 2 شبانه روز در راه بودیم.
فارس: زمان ورود به پاکستان، کدام شهر آن را برای زندگی برگزیدید و از چه زمانی دست به فعالیتهای حقوقبشری زدید؟
سمر: در کشور پاکستان در شهر «کویته» زندگی میکردم و حدود یک سال بعد از اقامتم در آنجا، فعالیتهای خود را آغاز کردم و در یک بیمارستان که مربوط به مهاجرین افغانستان بود به عنوان دکتر کار کردم و هفتهای دو روز هم در یکی از کمپهای مهاجرین فعالیت میکردم.

در جریان کار وضعیت مردم را مشاهده میکردم که تا چه اندازه خراب و نابسامان بود و در کنار آن فعالیتهای حقوقبشری را نیز انجام میدادم.
فارس: زمانیکه شما در پاکستان بودهاید، گفته میشود که تعدادی از مدرسههای پنهانی را در افغانستان احداث و حمایت مالی کرده بودید، آن هم در شرائطی که طالبان در کشور حضور داشت، در این مورد توضیحاتی بدهید.
سمر: هنگامی که من در پاکستان بودم یک بیمارستان را در سال 1987 میلادی برای مهاجرین زن در کویته ایجاد کردم ولی احساس میکردم که در این کمپها نیاز به آموزش و پرورش داشتند، زیرا کودکانی که در کمپها بودند هیچگونه دسترسی به درس و آموزش نداشتند.
به همین دلیل مدرسهای را احداث کرده و بیمارستانی را نیز در سال 1988 در جاغوری بنیانگذاری کردم که تمام مواد ساختمانی آن را از پاکستان به جاغوری آوردم. اکنون هم این بیمارستان یکی از بهترین بیمارستانها در جاغوری است و حتی بیمارستانهایی که وزارت بهداشت احداث کرده نیز با بیمارستان من برابری نمیکند. با وجودیکه تعدادی از وسائل آن کهنه شده اما تلاش میکنم تا آن را دوباره احیا کرده و شرایط حضور بیماران ولایتهای همجوار و فرمانداریهای ولایت غزنی نیز به این بیمارستان فراهم شود.
در سال 1990 احداث مدارس را در افغانستان آغاز کردم که آغاز آن نیز از جاغوری بود.
در سالهای حکومت مجاهدین در افغانستان، شروع به ساختن درمانگاه در ولایت کابل کردم و بیمارستان بهسود که قسمتی از تعمیر آن در زمان دولت «داود خان» انجام شده بود را شروع کردیم.
زمانیکه تعمیر آن تکمیل شد، طالبان دست به محاصره هزارهجات زد.، تمام وسائل این بیمارستان را نیز شبانه از هزارهجات حمل و سپس از غزنی به بهسود انتقال دادیم.
با مشکلات زیادی توانستیم وسائل مورد نیاز بیمارستان بهسود را تکمیل کنیم که البته بعدها تعدادی از آنها مفقود شد. پس از آن بود که ساخت بیمارستان «یکاولنگ» را آغاز کردم.
در ولایت کابل 3 مدرسه خانگی در منطقه « قلعه شهاده» مورد حمایت مالی من قرار گرفت زیرا ساختمانهای این مدرسه اجاره بود که بعداً آنان را توسعه و در سال 2003 به دولت تقدیم کردیم.
مدرسههای زیاد دیگری هم ساختم که در شهرهای «یکاولنگ»، «شهرستان» و همچنین در«بهسود» مدرسههای «استقلال» و دهها مدرسه دیگر است، اما تعمیر آنها بسیار ابتدایی بود زیرا بودجهکافی برای احداث آن را نداشتم.
از کارهایی که کردهام خوشحال هستم، سال گذشته یکی از شاگردانی که از مدرسه استقلال فرمانداری بهسود فارغالتحصیل شده بود و اکنون در «ژاپن» دیپلمات است را دیدم و به من گفت: زمانیکه شاگرد بودم برای ما یک فرش پلاستیکی آوردند و گفتند «سیما سمر» کمک کرده است، تصور نمیکردم که سیما سمر افغانستانی باشد، فکر میکردم خارجی است، چون غیر از خارجیها فرد دیگری کمک نمیکند.
فارس: زمانیکه در پاکستان بودید، مهمترین فعالیتهای حقوقبشری شما چه بود و هنگامیکه از حامیان خارجی خواستار کمک میشدید، واکنش آنان در مقابل شما چگونه بود؟
سمر: گرفتن کمک از دیگران برای یک زن و برای قوم دیگر، کار آسانی نبود، به خصوص که زنها در آن زمان خیلی مطرح نبود، حتی عکسالعمل دفاتر مللمتحد در مقابل زنان هم متفاوت با مردان بود. آنان میگفتند آیا زنی در افغانستان وجود دارد؟ یا اینکه مگر زنان در افغانستان کار میکند؟ مخصوصاً کارهای من که در بخش پزشکی و تعلیم و تربیت بود باعث شده بود که مسئولان سازمان ملل متحد و سازمانهای بینالمللی واکنش نشان دهند. آنها به من میگفتند: این کار شما فوری نیست و ما فقط به کارهای فوری در افغانستان کمک میکنیم، کارهای که تو میکنی توسعهای است و برای این کارها ما پول نداریم.
کارهایی که من میکردم جالب بود که برای مثال مدرسهای را که در پاکستان برای مهاجرین ساخته بودم و 500 شاگرد در آن تحصیل میکردند را سالانه با هزار دلار اداره میکردم و به پیش میبردم.
فارس: پس از سقوط طالبان و روی کار آمدن دولت مجاهدین و ورود شما به افغانستان، چه مشکلاتی را به عنوان معاون رئیس دولت و وزیر امور زنان متحمل شدید، در حالیکه مردسالاری در جامعه حکم فرما بود؟
سمر: هنگامی که من در پاکستان بودم از حقوق زنان دفاع میکردم. زمانیکه اعلام کردند که به عنوان معاون رئیس دولت تعیین شدهام خودم در افغانستان و آلمان نبودم و برای یک جایزه حقوق بشری به کانادا رفته بودم، اما نامم در فهرست تیم «روم» بود و زمانی که اعلام شد معاون رئیس دولت شدهام، برایم مشکل بود، اما متوجه شدم منی که آنقدر مبارزه کردهام تا زنان در دولت حضور داشته باشد، اگر قبول نکنم میگویند که زنان نمیتوانند کاری انجام دهند به همین دلیل قبول کردم و آمدم.
در 2 ماه اول وزارت زنان هیچ کس به من دفتر رفت و آمد نمیکرد زیرا این وزارتخانه اصلاً دفتری نداشت.
مکانی که اکنون در آن وزارت امور زنان است متعلق به وزارت کار و امور اجتماعی بود، اما پس از تلاشهای فراوان توانستم وزارت کار را در کنار وزارت «پلان» ایجاد کنم.
امکانات ما در آن زمان خیلی کم بود، زمانیکه میخواستم 8 مارس را در این محل برگزار کنیم، سفارت آمریکا 9 هزار دلار به ما داد تا «سینما زینب» را که پر از خاک و خاشاک بود، پاک کنیم. در آن زمان به حدی وضع ما و وزارت زنان خراب بود که حتی یک «صندلی» برای نشستن سفیر آمریکا در وزارتخانه نداشتیم تا با او قرارداد امضا کنیم.
بعد از 4 ماه که از وزارت زنان خارج شدم تمام وسائل و ضروریات وزارت تکمیل شده بود و تمام همکارانم میز و صندلی داشتند و اتاقها نیز مفروش بود.
دولت پول نداشت و رئیس جمهور به امارات سفر کرده بود، زمانی که برگشت مقدار زیادی کمک مالی از آنها دریافت کرده بود و 20 هزار دلار به وزارت زنان کمک کرد ولی من به کرزی گفتم که این مقدار کفاف ما را نمیدهد.
فارس: به قول خود شما، وزارت و معاونت برای شما دیری نپایید، چه شد که شما نخواستید در انتخابات نخست ریاست جمهوری به عنوان معاون رئیس جمهور نامزد شوید یا پس از آن چرا مسئولیت یک وزارتخانه بر عهده نگرفتید؟
سمر: عدالت در کشور ما اجرا نمیشود، در برگزاری «لویهجرگه اضطراری» در کنار وزارت زنان، حامد کرزی مسئولیت تشکیل کمیسیون مستقل حقوق بشر را نیز به عهده من سپرد و در تاریخ 6 ژوئن اسناد را برای امضا برای رئیس جمهور بردم چون دهم ژوئن تاریخ برگزاری کمیسیون بود و 6 ژوئن باید کمیسیون مستقل حقوق بشر اعلام میشد.
زمانیکه رئیس جمهور اسناد را امضا کرد و کمیسیون اعلام رسمی شد، تعداد زیادی از رسانهها با من مصاحبه کردند و من از عدالت سخن گفتم و اعلام کردم «هر کسی باید در برابر کاری که کرده پاسخگو باشد و کسی که از پاسخگویی میترسد به این معنی است که وی کار اشتباهی را انجام داده است».
روزنامهها سخنانم را با اندکی تحریف نوشتند و این امر سبب شد تا تعداد زیادی ناراحت شدند.
روزی که میخواستیم «لویه جرگه» را افتتاح کنیم روزنامهها از قول من نوشتند که سیما سمر گفته است: «من به شریعت اعتقادی ندارم» در حالیکه من گفته بودم «به شریعت طالبان اعتقادی ندارم».
برخی مخالفان من تعداد زیادی از این روزنامه و اظهارات منتسب به من مرا به نمایندگان لویهجرگه داده بودند، تا من نتوانم رای لویه جرگه را بدست آورم.
زمانیکه برای افتتاح لویه جرگه رفتیم مردم اخبار را دیده اما عکسالعمل خاصی نشان نداده بودند.
برای اینکه بدانم مردم سنتی افغانستان، مرا چه قدر میخواهند، نامزد معاونت لویه جرگه شدم و در میان 28 نامزد که فرماندهان بزرگی بودند، بیشترین رأی را توانستم بدست آورم.
200 زن نیز در لویی جرگه بودند که چند نفر از آنان نیز نامزد بودند 5 نفر نیز از بین 200 هزاره و شیعه نامزد بودند که من 410 رأی که بالاترین رای بود را از آن خود کردم و برایم جالب بود که بیشترین رأیدهندگانم از قوم «پشتون» بودند.
یکی از موسفیدان پشتون که از قوم «زدران» بود، هنگام صرف غذا دستم را گرفت و گفت: «شما سیما سمر هستید؟» من گفتم بله، گفت: «بیا تا تو را به مردم نشاندهم، ما به تو رأی میدهیم» گفتم: «در کاغذ عکس من نیست» گفت: «ما بیسواد هستیم، تو نام خود را بنویس».
زمانیکه کارم را آغاز کردم، 10 نفر پشت بلندگو قرار گرفته و فریاد میزدند «سیما سمر کافر است»، اما من هیچ عکسالعملی نشان ندادم، در 8 روزی که لویهجرگه جریان داشت هر روز 3 یا 4 نفر در پشت بلندگو قرار میگرفتند و بر ضد من شعار میدادند.
فردای روزی که من برنده انتخابات شدم، همین افرادی که بر علیه من تبلیغ میکردند، نوشته بودند: «سیما سمر؛ سلمان رشدی افغانستان» و چون رادیو و تلویزیون در اختیار آنها بود تمام روز علیه من برنامه داشتند.
فارس: چه چیزی سبب شد که مسئولیت ریاست کمیسیون حقوق بشر را به عهده بگیرید؟
سمر: بعد از وزارت زنان من مسئولیت داشتم تا کارهای کمیسیون را همراه با دفتر سازمان ملل متحد پیش برده و برای ایجاد آن کار کنم. یکی از روزها میخواستم در کابینه حرف بزنم اما کرزی اجازه سخنرانی نداد. چند روز بعد رئیس جمهور مرا خواست و به من گفت: «کمیسیون حقوق بشر را قبول کن ولی بعد از آن دوباره وزیر شو» اما من گفتم که دیگر وزارت را قبول نخواهم کرد.
فارس: با وجود پایگاه مستحکم شما در جامعه، چه سبب شده است که شما نامزد ریاست جمهوری نشوید؟
سمر: با وجودی که در انتخابات افغانستان یک فهرست 50 نفری از نامزدهای ریاست جمهوری تشکیل میشود، اما مسئولیت مدیریت افغانستان کار بسیار بزرگی است.
بعضی نامزدها به دلیل شهرت خود را نامزد میکنند، اما ریاست جمهوری در کشوری چون افغانستان مسئولیت بسیار بزرگی به حساب میآید.
از طرف دیگر کاندید ریاست جمهوری شدن نیاز به هزینههای هنگفت است که از عهدهام خارج است زیرا من تمام دارایی خود را صرف احداث مدرسه و بیمارستان کرده و برای کاندیدا شدن پولی در بساط نداشتم.
فارس: دارایی شما هم اکنون چه مقدار است؟
سمر: نمیدانم! خانه دارم، زمین دارم که البته این زمین متعلق به پسرم است و خانه بزرگی در کابل دارم که در اوایل نظام به قیمت 800 هزار افغانی خریداری کردهام.
فارس: در زمان ورود شما به افغانستان، وضعیت حقوقبشر با توجه به کشورهای خارجی چند درصد رعایت میشد و هماکنون چند درصد رعایت میشود؟
سمر: در روزهای اول نظام به هیچ وجه رعایت نمیشد زیرا اوضاع بسیار خراب بود، اما با گذشت زمان وضعیت حقوقبشر در افغانستان بهبود خوبی پیدا کرده است.
برای مثال دسترسی به آموزش و پرورش بسیار خوب شده زیرا حداقل 8 میلیون دختر و پسر در حال حاضر به مدرسه و دانشگاه میروند ولی از کیفیت درسی این مدرسهها و دانشگاهها راضی نیستم.
دسترسی به بهداشت بهبود یافته در حالیکه زمان ورودم به افغانستان 9 درصد مردم به خدمات بهداشتی دسترسی داشتند، اما هم اکنون حداقل 58 درصد مردم به خدمات بهداشتی دسترسی دارند و البته میزان شکنجهها در زندانها نیز کاهش یافته است.
فارس: در 15 سال گذشته، چند مورد خشونت بزرگ در کمیسیون به ثبت رسیده و جایگاهی که برای زنان و کودکان تا سال 2015 تصور میکردید، محقق شد؟
سمر: حداقل سالانه 12 الی 15 درصد خشونتهای جدی صورت میگیرد. البته خشونتها به انواع مختلف انجام شده و به همین دلیل خشونتها درجهبندی دارند.
فارس: برخی مردم شکایت دارند که کمیسیون حقوق بشر با شکایت زنان از شوهران خود، به صورت فوری مشورت طلاق میدهد، موضوع از چه قرار است؟
سمر: طلاق را کمیسیون صادر میکند نه دادگاه اما ما هیچگاه تلاش نمیکنیم تا مناسبات خانوادگی به هم بخورد، البته این موضوع به این معنی نیست که خانمی که نخواهد با همسرش زندگی کند، به اجبار آن را مجبور به زندگی کنیم، زیرا این قضیه حتماً به ریش سفیدان و خانواده ارتباط مستقیمی دارد.
فارس: با روی کار آمدن دولت وحدت ملی، وضعیت حقوق بشری به کدام سمت در حرکت است، آیا نقض حقوق بشر کاهش یافته است؟
سمر: بعد از ایجاد دولت وحدت ملی و خروج نظامیان خارجی از کشور وضعیت امنیتی خراب شد البته به همان تناسب تخطیهای حقوقبشری نیز بالا رفته که برای مثال میتوانیم به افزایش گروگانگیری اشاره کنیم.
فارس: بیشترین ضربه به پیکر حقوقبشر و کرامت انسانی را چه چیزی میزند، ناامنی یا فقر اقتصادی؟
سمر: هر 2 مورد، زیرا فقر اقتصادی سبب ناامنی و ناامنی هم فقر اقتصادی به بار میآورد، این 2 مورد با هم وابستهاند، زیرا اگر مردم کار داشته و امیدی به آینده داشته باشند، خودکشی نمیکنند و برای رسیدن به آذوقه نیز اسلحه به دست نمیگیرند.
فارس: برنامههای شما برای تأمین حقوق بشر در افغانستان چیست؛ چه زمانی کرامت انسانی در افغانستان همانند سایر کشورها رعایت خواهد شد؟
سمر: این گفته شما زمانی برآورده میشود که شهروندان کشور اعتقاد راسخی پیدا کنند که جنگ شیوه صحیح مبارزه نیست، یعنی در جنگ هیچ کسی برنده نمیشود و هر کسی که در جنگ ادعای برنده بودن را داشته باشد حتما اشتباه کرده است.
در زمان ما و با تلاشهای افغانستانیها، روسها بیرون رانده شدند ولی خسارت زیادی به کشور وارد شد زیرا افغانستان 70 سال از توسعه عقب ماند.
برنامههای ما مطابق قانون حمایت و دفاع از حقوق بشر است و مهمترین تلاش ما حاکمیت قانون است، زیرا اگر قانون در افغانستان حاکم شود بخش عمدهای از مشکلات کشور را از بین میرود.
فارس: با زندگی پر فراز و فرود که داشتهاید، شیرینترین خاطرات شما از زندگی چیست؟
سمر: هر زمانیکه شرایط یک بیماری وخیم بود تلاش میکردم تا از مرگ نجاتش دهم، اینها خاطرات شیرین زندگیم است.

اکنون که به هر جایی میروم دختران و پسران جوان نزدم میآیند و میگویند که ما به دست تو به دنیا آمدهایم و این موضوع برایم خوشحال کننده است.
فارس: تلخترین خاطرات شما چیست؟
سمر: زمانیکه شوهرم در زندان «پلچرخی» در حبس بود و من روزها را پشت در زندان سپری میکردم تلخترین خاطره زندگیم است. من در آن موقع دانشجو بودم و روزهای جمعه پشت در پلچرخی تا شب منتظر میماندم اما هیچ خبری نمیشد و از طرف دیگر وضعیت اقتصادیم نیز خوب نبود چون دانشجو بودم لحظاتی بسیار دردآوری بود.
فارس: لحظات به یاد ماندنی شما که هیچگاه فراموش نخواهید کرد، کدام لحظات بود؟
سمر: یکی از لحظاتی که هیچگاه فراموشم نمیشود، لویه جرگه اضطراری بود که با من تماس گرفتند که تو بالاترین رأی را کسب کردهای و من متعجب شدم که یعنی چه؟ این لحظه هیچ وقت یادم نمیرود.
فارس: در زندگی چند جایزه ملی و بینالمللی گرفتهاید و کدام را بیشتر دوست دارید؟
سمر: شاید بیشتر از 25 جایزه گرفته باشم و شیرینترین جایزه برایم اولین جایزهای است که در «فیلیپین» به نام رهبری اجتماعی گرفته بودم است.
در سال 1994 به فلیپین رفتم؛ انها در هر سال تنها به 5 نفر جایزه میدهند، هر شرکت کنندهای که آنجا بود با کارمندان سفارتخانههای خود در مراسم حضور داشتند، اما من تنها کسی بودم که هیچ کسی همراهم نبود و زمانی که من در آنجا حرف میزدم اکثریت شرکت کنندگان نمیدانستند که افغانستان کجا این جهان واقع است.
زمانی که از این مجلس خارج شدم در بین شرکت کنندگان یک افغانستانی با خانم خود که در بانک آسیایی کار میکرد، جلو آمد و خود را معرفی کرد و من به گریه افتادم، زیرا خیلی احساس تنهایی میکردم، آنان مرا یک شب مهمان کردند، این جایزهای بود که خیلی دوستش دارم.
روزی 2 خانم برای بررسی کارهایم آمدند و گفتند: «ما آمدهایم تا بعضی از خانمها را برای کنفرانس «پکن» پیدا کنیم» اما نگفته بودند که ما برای بررسی کارهای تو آمدهایم، من آن زمان در بیمارستان کار میکردم و آنان آمدند و نظرات مرا در مورد کنفرانس «پکن» پرسیدند و خانهام نیز آمدند و نشسته بودند آن هم در زمانی که من یک سفر به اروپا داشتم چون هوا سرد بود و من لباسهایم را شسته بودم، اما خشک نشده بود. آنها نشسته بودند و من توسط «اتو» لباسهایم را خشک میکردم و هم با آنان صحبت میکردم، در آن زمان که دولت مجاهدین بود هیچ کسی حق نداشت در این کنفرانس به عنوان افغانستانی شرکت کند، در همان حال از فیلیپین با من تماس گرفتند که تو برنده جایزه شدهای؛ گفتم که من نمیدانستم که من هم کاندید هستم و بعداً یکی از همان زنانی که برای بررسی آمده بودند گفت ما برای بررسی کار تو آمده بودیم.
فارس: در سال 2009 شما نامزد جایزه صلح «نوبل» بودید، اما آن جایزه به رقیب شما «اوباما» داده شد؛ آیا عادلانه بود که وی این جایزه را کسب کند؟
سمر: تمام کارهایی را که کرده بودند مطابق با معیارهای جایزه صلح نوبل نبود، زیرا اوباما زمانی نامزد شده بود که کمتر از یک ماه ریاست جمهور آمریکا شده بود.
در مورد جایزه نوبل بحثهای فراوانی وجود دارد چرا که به ابزار سیاسی تبدیل شده و شاید یکی از دلایل دادن جایزه به اوباما این بود که وی را تشویق به برقراری صلح کنند ولی این گونه عمل نکرد
نوبل سیاسی عمل کرد و به اوباما جایزه داد در حالی که وی هواپیمای جنگی به کشورهای دیگر میفرستد و سرزمینهای مختلف را بمباران میکند و تعداد زیادی از مردم جهان را میکشد. اینها موضوعاتی است که همه دنیا آنرا میدانند.
فارس: با کارهای که تاکنون برای انسانها و بشر انجام دادهاید، آیا نزد وجدان خود راضی هستید یا فکر میکنید کاش از این بیشتر انجام میدادید؟
سمر: بله راضی هستم. با توجه به اینکه شرائط بسیار سختی داشتم نزد وجدان خود راضی هستم چون تا حد توانم کار کردهام.
فارس: سخن آخر و پیام شما؟
سمر: پیام من برای نسل جوان این است که ما باید از خشونت پرهیز کنیم، یگانه ارزش و اصولی که ما را از بدبختیها نجات میدهد، احترام به ارزشهای حقوق بشر و ارزشهای انسانی است
منبع : خبر گزاری فارس
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر