۱۳۹۶ اردیبهشت ۲۹, جمعه

پاسداری از آزادی بیان

محمد کریم سروش
           

از روز جهانی بین المللی ازادی مطبوعات، در ارگ ریاست جمهوری تجلیل شد و از تعدادی خبرنگاران تقدیر به عمل آمد .رئیس جمهور بر پاسداری از ازادی بیان تاکید نمود وافزود که قیمت صلح را باید مردم افغانستان باید تعین کند نه رئیس جمهور افغانستان و این حق را رئیس جمهور ندارد که بخاطری صلح آزادی بیان را قربانی کند. اما این پاسداری از ازادی بیان درحال مطرح میگردد که سازمان گزارشگران بدون مرز در گزارش اخیر خویش گفته است وضعیت ازادی اطلاع رسانی در افغانستان بهبودی نداشته است.

 تاهنوز آزادی بیان گرفتار تهدید ها بوده و از اهمیت ازادی بیان که در رسانه ومطبوعات از موازنه و ضرورت های توسعه سیاسی و فرهنگی در هر جامعه می باشد مورد توجه قرار نگرفته است. اگر امروز رسانه ها ومطبوعات مستقل و آزاد عمل کنند، میتواند جایگاه واقعی خود را بیابند و ابزاری قوی ومهم در سازندگی فرهنگ وتفکر جامعه در جهت منافع ملی کشور عمل کنند.                                             
آزادی مطبوعات به این معنی است که افراد حق نشر افکار وعقاید خود ومردم را از طریق نوشته ها یا مطبوعات دارا می باشد، بدون اینکه نشر آن موکول به اجازه یا محکوم به دموکراسی ، ذکر واقعیات نقد وبررسی و ارایه تحلیل های واقع بینانه و روشنفکر انه نسبت به مسایل وجریانهای موجود در کشور ، نقد عملکردهای دولت و پارلمان ، آگاهی دادن به مردم ، ابلاغ افکار عمومی برآن است. زیرادولت تنها زمانی می تواند دولتی پاسخگو تلقی شود که  مردم از عملکرد آن آگاه باشند. این آگاهی جز از طریق رسانه های گروهی و مطبوعات به دولت امکان پذیر نمی باشد. درحقیقت آزادی بیان، بخشی از آزادی های هست که برای رشد و تعالی انسان در اختیار وی قرار گرفته است. این آزادی ها از ضرورت های حیا ت اجتماعی در زندگی سیاسی به شمار می آید و وسیله ای برای تضارب افکار ، مبادله اطلاعات وانتقال میراث بشریت می باشد و همین فضای مناسبی جهت گفتگو وتبادل فرهنگی میان تمدن ها و فرهنگ های مختلف می باشد . اگر ازادی بیان را در دهه های قبل مرور نماییم ، در طول تاریخ پر از فراز ونشیب افغانستان کمتر مواردی را بتوان یافت که درآن مقطع آزادی بیان بصورت واقعی ودرست در این دیار موجود شده باشد ، ولی بازهم اگر بخواهیم  روند شکل گیری و پاسداری آزادی بیان را  که توسط روشنفکران و نخستین سال های اوایل قرن بیستم پایدار شدن روشنفکران و اهل قلم  وزندگی در فضای سیاسی ، اجتماعی  پر طلاطم  و تکاپوی  بیشتر قشر روشن جامعه در راستای اصلاحات بوجود آمد ، بدین معنی که در دوران سلطنت امیر حبیب الله خان در سالهای (1901-1919) دراثر همین سعی وتلاش بی دریغ تعدادی از روشنفکران واهل قلم اصلاحاتی با هم پیوست که توانست تعدادی از مکاتب ، جریده ها و کتابخانه را ایجاد نمایند . در این وقت بود که آهسته ، آهسته فرهنگ کتابخوانی و آگاهی از حوادث ووقایع جهان در میان قشر روشنفکر و اهل قلم واندیشه افغانستان گسترش یافته و جراید خارجی بدست شان میگشت که این تاثیرات خود را بالای طبقه اهل دانش ومطالعه گذاشت وساحه روشنفکری را توسعه بخشید. بعد از حرکاتی که از طرف طبقات روشنفکر در افغانستان تحقق بخشیدن آرمانها واهداف انسانی آنها روی داد وبه تعبیر دیگر ، وقتیکه گروه های روشنفکری خواهان اصلاحات شده ولب به انتقاد رژیم حاکم گشودند وخواست های شان آهسته ، آهسته بعنوان خطری در جهت بقای سلطنت امییر حبیب الله خان تلقی شد. در این زمان بود که اولین حرکت روشنفکرانه این گروه ها که در تاریخ افغانستان بنام مشروطه خواهان یاد میشود ، بابه توب بستن ها ، اعدام ها و حبس های دراز مدت پاسخ داده شد ولی نخستین طنین عمل دموکراسی وخفه ساختن آزادی بیان با اعمال اینگونه عملکرد های وحشتناک رژیم سلطنتی امیرحبیب الله خان عجالتاُ در سالهای (1909) خاموش ساخته شد. نکته قابل توجه در این جاه که روشنفکران و اهل قلم با آن مواجه شدند این بود که برای یک مدتی همین تحرک  و پشتیکاریکه در راه ایجاد اصلاحات بنیادی از طرف روشنفکران واهل قلم و دانش وجود داشت به سستی گرایید و ساحه آزادی بیان تنگ ترگردید یعنی راه مبارزه قانونی وعلنی آزآن به بعد کاملاُ مسدود شد. درمسیرحرکت آزادی اندیشه وبیان در افغانستان ، درین مقطع حساس تاریخی جریده سراج الاخبار توانست سهم بی سزایی داشته باشد که این جریده در سال (1905) به مدیریت مولوی عبدالروف  خان براه انداخته شد، ولی این جریده بیشتر از یک ماه منتشرنشد. درسال (1911) جریده سراج الاخبار دوباره به مدیریت محمودطرزی به چاپ رسید که تا سال (1919) دوام نمود.اما این نشریه مکتب جدیدی را در ادب اجتماعی گشود و راه نشرات تازه ادبی ، سیاسی وفرهنگی را با دریچه های از شیوه وطرززندگی جهان نوین برای خواننده گان باز نمود این جریده علاوه بر اینکه از استقلال کامل کشور حرف میزد درمقابل دولت های استعمار گر مبارزه میکرد، در پهلوی آن هم از بی نظمی ، فساد وساختار اداره حکومت نیز انتقاد میکرد ولی با وجود حرفهایش جریده زیر نظر شاه  و مجیط دیکتاتوری آن زمان قرارداشت.  .                                                                                                                                  اما باحصول استقلال افغانستان درفبروری (1919) دروضعیت موجود چرخش بنیادی رونماردید وحکومت امان الله خان دست به یک سلسله اقدامات همه جانبه زد که درعرصه مطبوعات آزاد  وآزادی بیان نیز آز این روند اصلاحی بی نصیب نماند. 
                                                                                                             
امان الله خان از همان ابتدای سلطنت با روشنفکران افغانستان از در صمیمیت و همدردی داخل شد واکثریت روشنفکران را درامورات دولتی دخیل ساخت.                                                                                    
این فضای آزاد سیاسی سبب گردید تاحلقات سیاسی مخفی (در زمان حبیب الله خان) بشکل از اشکال وعلنی فعالیت نموده  و آزادانه بدون کدام ترس و هراسی دست به فعالیت های سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی زدند ودرحقیقت هم همین حلقات رشنفکری بودند که در راستای روشن ساختن اذهان جوانان سعی وتلاش گسترده ای را براه انداختند و در قضایای سیاسی کشور به نحو مداخله نموده و مشارکت میورزیدند که به همین دلیل جریده ای انتقادی ستاره افغان هم براه انداخته شد.                                                                                                               
این تحرکات از عواملی به حساب می آیند که در فرایند حرکت افغانسان بسوی جامعه مدنی، دموکراسی و آزادی بیان در صورت دوام دار میتوانست که نقش بارز و چشمگیری داشته باشد، اما با سقوط دوره امانی و روی کار آمدن حبیب الله کلکانی و بعد هم نادر شاه دیگر وضعیت مطبوعات آزاد وآزادی بیان و اندیشه روز به روز رو به وخامت گذاشت و با وجودیکه در قانون اساسی که در زمان نادر شاه نوشته شده بود از آزادی مطبوعات حرف زده شده بود ، ولی متأسفانه تا سال های دیگر در کشور از آزادی مطبوعات خبری نبود و برای یک مدت طولانی بعد از مرگ نادر شاه  و روی کار آمدن ظاهر شاه نیز همشه صدای اعتراض ومخالفت روشنفکران و اهل قلم برضد استبداد و خود کامگی طبفه حاکم در گلوی شان خفه ساخته شد و پاسخ هر انتقاد و پشنهادی ولو سازنده ومفید به حال جامعه ومردم باشلیک گلوله های سربی داده شد وکشتن وبستن و به حبس انداختن و به دار آویختن مخالفین سیاسی و روشنفکران واهل قلم ودانش که ابراز کننده حقیقتها بودند ، یک امر عادی بود.                      
دریک دوره طولانی (1929-1949)   به  یک رسم و عنعنه مرسوم خشکاندن ریشه های روشنفکری واز میان برداشتن مخالفین سیاسی تبدیل شد که به این ترتیب راه رشد وانکشاف سیاسی کشور برای سالهای سال به صورت کامل مسدود شد . با شروع  دوران کار شاه محمود خان بعنوان صدر اعظم جدید وقت افغانستان بعد از محمد هاشیم خان ، او در ابتدا از دموکراسی حرف زد وخواستار یک سلطنت مشروطه شد. در همین دوره بود که یک عده جراید شخصی که در راه گسترش  دموکراسی و آوردن  تغیرات فکری خدمت می کردند براه انداخته شد که عبارت بودند ازجراید انگار ، ندای خلق ووطن ، این جراید غیر دولتی با وجود انگشت شمار بودنشان تلاش می ورزیدند تا رژیمی برپایه مشروطیت ایجاد شود  وبه تدریج حکومت از خانواده سلطنتی  جدا شود و حکومت در نزد پارلمان مسؤل و پاسخگو باشد                                                                                                    
جراید به منظور تغیرذهنیت ها در رابطه به سلطنت دست به فغالیت چشم گیری زده بودند و در راستای به سر رسانیدن این مقصود کوشش داشتند تاقدرت پارلمان را همراه با صلاحیت های قانونی ان معرفی نموده و مسؤلیت وزرا را در مقابل پارلمان مشخص بسازند. درختم دوران کار شاه محمود خان به یک باریگی تغیر ذهنیت داده  و چندین نشریه وجریده  غیر دولتی بدون کدام دلیل موجهی توقیف شد و با انتقال پست صدارت عظمی از شاه محمود خان به محمود داود خان به تدریج وضعیت مطبوعات آزاد و ازادی اندیشه و بیان باز به همان وضعیت سال های قبل از 1936 برگشت وهر نوع صدای اعتراض ومخالفت و انتقاد ار رژیم با حبس ، اعدام و شکنجه پاسخ داده میشد . وی با آغاز ده ای دموکراسی (1342-1352)حکومت از حیطه بسلط خانواده سلطنتی مطابق ماده 42 قانون اساسی جدا شد وازین به بعد مطبوعات میتوانستند از دولت و کابینه انتقاد نمایند.                        
دراین دوره با انتشار قانون جدید مطبوعات ، تحول بزرگی در عرصه مطبوعات افغانستان رونما گردید که د رنتیجه آن یکسری نشریات متعدد و باطرز دید های متفاوت شروع به نشر نمودند.                                        
باید یاد آور شد که در این نشریات و جراید یک سری افکار ونظریات مختلف سیاسی و ایدیولوژی های مختلف به نشر رسید وازین دوره میتوان ادعا کرد که زمینه های تحقق دموکراسی در کشور فراهم شده و یک دموکراسی نیمه بند درکشور شکل گرفته بود و با پشتبانی آن جامعه به طرف آشنا شدن و پذیرفتن افکار دموکراتیک به پیش میرفت که در فرایند افغانستان میتوانست کشوری باشد با یک سستم کاملاُ دموکراتیک اما با وجود این ترقیات مثبت ، ناگهان وضعیت به یک باره گی دگرگون گردید، یعنی با به راه انداختن کودتا توسط محمد داود خان با وجودیکه اسم رژیم از سلطنت به جمهوریت تبدیل شد ، دیگرنه دموکراسی وجود داشت ونه هم آزادی اندیشه  و بیان ، از آن به بعد تمام روزنامه ها و نشریات وسایر رسانه های همگانی مجبور بودند تا در تحت نظارت مستقیم دولت دست به فعالیت بزنند و حق پشنهاد کردن و مخالفت کردن که مشخصه اصلی شکل گیری آزادی بیان است ، در این دوره کاملاُ از میان رفت واین در حقیقت سرآغاز همان سناریوی تراژیکی بود که بعدتر به رویکار آمدن حزب خلق وپرچم تجاوز ارتش اتحاد شوروی به کشور روز به روز شدت بشتر کسب نموده وهر روز نسبت به  گذشته وضعیت مطبوعات آزاد که مؤلفه اساسی و زمینه ساز آزادی بیان وتحقق دموکراسی دریک کشور است بد تر از قبل شد. وحتی به سرحدی رسید که که هیچ فردی حق انتقاد کردن از دولت و گروه نداشتند و پاسخ هر پرسشی به عوض منطق وعقلانیت ، با استفاده از زور و ایجاد ترس و هیبت و براه انداختن وحشت و دهشت داده میشد. اما با سقوط رژیم جمهوری دوکتور نجیب الله و روی کار آمدن مجاهدین که نه تنها در وضعیت بهبود قابل توجه رونما نگردید بلکه وضعیت مطبوعات آزاد و آزادی بیان و اندیشه بد تر از گذشته شکل گرفت وهر روز به وخامت اوضاع بیشتر افزوده  شد و این وضعیت الی سقوط دولت طالبان وتأسس اداره موقت در افغانستان دوام کرد. با حضور امریکا و تأسس اداره موقت در افغانستان سروکله دموکراسی دوباره پیدا شد که مردم با هزاران آرزو و امیدواری از آن استقبال نمودند.                                                                                              
اما دموکراسی در سرک های خاک آلود که در اطراف شان خانه های به شکل ویرانه خوانواده بسواد و جامعه فقرزده که از آزادی و چگونگی آزادی و دموکراسی بویی به مشامش نرسیده بود ، سرعت گرفت که آهسته آهسته آزادی بیان که از یکی ارکان عمده شان است در جامعه چنین سنتی زمینه سازی نمود.                                   
در عرصه تحقق و ایجاد یک ساختار دموکراتیک وبهتر شدن وضعیت مطبوعات آزاد تامین دوباره آزادی اندیشه وبیان تلاش زیادی صورت گرفت که با تصویب قانون اساسی جدید که در ماده 34 خود از مطبوعات آزاد ومصؤنیت آزادی بیان حمایت میکند، زمینه انکشاف و رشد بیشتر آزادی مطبوعات ورسانه های گروهی و تأمین آزادی بیان فراهم شد و با تصویب قانون جدید مطبوعات از پیش تشریح شده است وفعلاُ افغانستان در فرایند حرکت به سوی جامعه ای قرار دارد که در آن مطبوعات آزاد ورسانه های گروهی آزاد بعنوان قوه چهارم در دولت میتواند در راستای تحقق صلح ، دموکراسی ، جامعه مدنی ، عدالت اجتماعی و یک جامعه کاملاُ قانون مند وقانون پذیر نقش ارزنده ای را بازی کند.                                                                                           
اما در سال های اخیر برخلاف انتظار آهسته آهسته ساحه آزادی بیان نتنها بهبود نیافت بلکه تنگ تر گردیده است و قانون های سنتی ومحافظه کارانه جلو آزادی بیان را گرفته است، جان و مصؤنیت خبر نگاران وروزنامه نگاران به خطر افتیده است. پاسداری از ازادی بیان از وظاایف دولت های قانون مند و متکی به حقوق انسانی و بشری است .
ازادی بیان در شماریکی از اصلی ترین حقوق ظبیعی وبشری انسانها به شمار میرود و هر انسان بعد از تولد از این حقوق برخور دار است .آزادی بیان و اندیشه و بیان به مفهوم واقعی در اسارت هیچ اشخاص ، جناح و گروه و ....نیست . ازادی بیان را میتوان به ازادی پیشنهاد کردن و آزادی مخالفت کردن تقسیم کرد ؛ دریک دموکراسی واقعی ازادی بیان تنها به ازادی پیشنهاد کردن و یا تقدیر کردن خلاصه نمیشود بلکه لازمه دموکراسی است تا شهروندانش ازاد باشد تا با خط مش ها یا اشخاص که در معرض ملاحظه و رسیدگی اجتماعی قرار گرفته اند ، مخالفت ورزند ، آزادی مخالفت کردن و بیان دقیق ، یعنی ازاد قرار دادن خود یا برنامه خود در برابر هر برنامه دیگر و یا همه دلایل مخالفت خود را علناْ برضد دیگران ابراز است که در هر صورت به این ابراز  مخالفت اجازه ندادن یا در برابر آن محدودیت ایجاد کردن درواقع جلو مشکل عمده مشارکت و فرهنگ را گرفتن ، انکشاف ذهنی نابود کردن و حقوق بشر را نقض کردن است.


حق مخالفت کردن ، بمانند حق پیشنهاد کردن ، نه فقد به مناسبت موضوع مورد علاقه منتقد ، بلکه بدلیل ضرورتیکه برای رفاه تمام اعضای جامعه دارد باید مورد حمایت قرار بیگیرد، این دو ( آزادی مخالفت کردن و ازادی پیشنهاد کردن ) هردو آزادی بیان را تشکیل میدهد که لازمه اصلی تحقق دموکراسی در یک جامعه است. 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر