پیوستگی و قرابت صلح و اندیشه ی تکامل بشری در رابطه ی مستقیم با یکدیگر قرار دارند.
هر ساز و برگی جدا از عناصر خاص آن، نیازمند فضای مصون است.این فضا به عبارتی همان فضای صلح آمیز است.
صلح در واقع به معنای فضایی است که در آن درگیری و جنگ خاتمه یافته و یا درگیری وجود ندارد.به طور حتم در تفکیک مفاهیم صلح و آتش بس مخصوصا در مواقعی که یک کشور صحنه ی درگیری و خونریزی هست باید دقت کرد.
با توجه به همین برداشت می توان گفت که افغانستان در حال حاضر با فضای صلح امیز فاصله دارد چون شامل این تعریف نمی شود.
اما باروخ اسپینوزا معتقد است همانطور که آزادی به معنای در زندان بودن نیستف، صلح هم به معنای نبود فضای توام با جنگ در یک کشور و یا در سطح نظام بین الملل نیست.در بررسی ژرف تر صلح را می توان در عدم وجود هر نوع تخاصم و کینه توزی میان دو جانب در تظر گرفت، تفکر عقلایی هم، همین را ایجاب می کند.
امروزه عقده های کشور گشایی و تقابل قدرت در ابعاد داخلی و بین المللی کالبد "صلح" را سرد و بی جان کرده است.بلایی به نام تروریسم در همه جا ریشه دوانده و حتی به جان مللی افتاده که ادعای این را دارند که جزو امن ترین کشورها هستند.
مبارزه برای صلح نه کار یک فرد است و نه کار یک ملت، بلکه نیاز به اجماع و اتحاد همگانی دارد که عوامل ضد صلح را در همان نظفه خفه کند و از زاییده شدن طفلی به نام خشونت، تروریسم، افراطی گرایی در هر کجایی که باشد جلوگیری کند.
افغاتسان کشوری ست که تقابل گروه های مختلف را برای تصاحب قدرت به دفعات و با پرداخت هزینه های سنگین به خود دیده است، آن هم برای چندین دهه.
این تقابل چه از نوع قومی، مذهبی و یا سیاسی باشد به هر لحاظ صلح پایدار را در افغانستان دچار خلل کرده است.
صلح، امروز در افغانستان به عنوان یک رؤیا نگریسته می شود.آیا صلح در این سرزمین واقعا یک رؤیاست؟ آیا افغان ها به مانند سایر مردم دنیا حق ندارند در یک فضای توام با همدلی و یکدیگر پذیری زندگی کنند؟
کودکانی که صبحگاهان با صدای انفجار از خواب بیدار می شوند و می ترسند، به خود می قبولانند که ناچار هستند در چنین فضایی زندگی کنند. روحیه ی خشونت پرستی در کودکان این سرزمین، از همین سنین کودکی شروع می شود.این روحیه در بزرگسالی آنها را افرادی صلح ستیز و خشونت پرست بار می آورد.
صلح می تواند به مثابه حق انگاشته شود و یا به مثابه آرزویی دست نیافتنی انگاشته شود.ملتی که برای صلح تلاش می کند، بدون شک آنرا بدست می اورد اما ملتی که با بیکارگی همه چیز را از خارجیان می خواهد تا برایش فراهم کند، همان به که در منجلاب جنگ و ستیز و افکار پوچ باقی بماند.باید بر این نکته واقف باشیم که صلح آوردنی نیست بلکه ساختنی و فراهم کردنی است.متاسفانه همگان در افغانستان به امید اینکه صلح، توسط خارجیان برای ما فراهم شود نشسته اند اما غافل از اینکه برای ایجاد فضایی صلح آمیز که لازمه و زیر بنای سایر امور سیاسی در کشور است عزمی ملی نیاز است تا دست به کار شویم. کاری بکنیم که با مفهومی به نام اراده شکل می گیرد، اراده یی برای رسیدن به صلح و اراده یی برای عمل خستگی ناپذیر برای صلح پایدار.برای رسیدن به صلح هر فرد به عنوان شهروند باید سهم خود را در مورد این مهم ادا کند تا در نقطه ی آخر به عنوان یک ملت، کج روی ها را پشت سر بگذاریم و دیگر به عنوان یک کشور خشونت زا که تصویری خشن از آن در نزد جهانیان است، نباشیم.
حسین جعفری
حسین جعفری


هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر