سلما
سلیمی
درچهارمین همایش بینالمللی زنان افغان تحت عنوان "زنان پیام آوران صلح" که در ارگ ریاست جمهوری برگزار شذه بود محمد اشرف غنی رئیس جمهور کشور گفت: زنان افغان نه تنها عامل جنگ نیستند بلکه شهیدان جنگ و قربانیان جنگ هستند؛ ادبیات زنان صلح و عدالت است . وی با تاکید به نقش زنان در روند صلح افزود :“اگر فرایند صلح سازگاری با قانون نداشته باشد، بازهم نتیجۀ آن ناکام خواهد بود، صلح واقعی زمانی تحقق و دوام میابد که مردم افغانستان حقوق شان را از تعرض مصون بدانند، و ما تنها در چهارچوب قانون اساسی به صلح پایدار میرسیم.” دراین صورت روندهای ایجاد صلح باید تضمین کننده امنیت فیزیکی و اقتصادی زنان باشد
در روندهای ایجاد صلح معمولا توجه به مسائل مبرم و عاجل موجب فاصله گرفتن و یا فراموشی بسیاری از مسائل کلیدی و پراهمیت می شوند. توقف جنگ بعنوان یک امر عاجل و مبرم به معنای دلجویی کردن از طرفین درگیری و توجه نمودن به شکوائیه های آنان در طی گفتگوها و به هنگام تنظیم توافق نامه های صلح دانسته می شود. اما این نکته به فراموشی سپرده می شود که طرفین درگیر در جنگ عینا همان طرفین درگیر در روند تحکیم صلح نیستند. ایجاد صلح و تحکیم آن نیازمند آن است که همه نیروها اولا خواهان صلح بوده و از این منظر در مذاکره پیرامون ایجاد نوعی قرارداد اجتماعی جدید، ایجاد نهادهای جامعه نوین، و بنای نوین شیوه های زندگی مشارکت نمایند.
زنان منابع حیاتی روندهای تحکیم صلح هستند. هرگاه زنان در این روندها حضور دارند توافق نامه های صلح، فعالیتهای مقدماتی در زمینه رفع آثار جنگ، کنترل درگیریها و تنشهای پس از جنگ به شکل بهتری انجام می گیرند. زنان به سبب داشتن رهیافتهای معین نسبت به صلح و امنیت و توجه نمودن به مسائل اجتماعی – اقتصادی بعنوان مبانی اصلی دستیابی به صلح پایدار نقش متفاوتی در روندهای ایجاد صلح ایفا می کنند. این مسائل معمولا در غیبت زنان بسهولت نادیده گرفته می شوند. مساله این نیست که زنان چه سهمی در روندهای تحکیم صلح دارند بلکه آنچه اهمیت دارد این است که روندهای ایجاد صلح چگونه می توانند با ارتقا سطح حقوق زنان و برابری جنسیتی به تغییر شکل ساختارهای اجتماعی کمک نموده و مانع از بازتولید محرومیت و حاشیه نشینی بعنوان مبانی اصلی بروز هر نوع جنگ و درگیری شوند.
زنان هزینه های جنگ را می دانند: زنان می دانند موضوع خشونت جنسی گشتن برای تخریب اجتماع به چه معناست؛ زنان می دانند آوارگی چیست؛ زنان می دانند فرار کردن از خانه و کاشانه چه معنایی دارد؛ زنان می دانند محرومیت از زندگی اجتماعی و شهروند درجه دو محسوب شدن چه طعمی دارد. روندهای تحکیم صلح باید به مصونیت کسانی که در طی جنگ مبادرت به اعمال خشونت های جنسی می کنند پایان داده و هزینه های سیاسی و اقتصادی اعمال این رفتارها را بالا برد. باید در توافق نامه های صلح این تضمین داده شود که کسانیکه مرتکب این قبیل جنایات می شوند هرگز امکان دستیابی به قدرت سیاسی و مشاغل عالی را نخواهند یافت.
دو مورد از نیازهای عاجل زنان تامین امنیت فیزیکی و اقتصادی آنان است. مادامی که زنان با خطرات ناشی از اعمال خشونت در زندگی اجتماعی روبرو هستند، تلاشهای صورت گرفته در زمینه حضور آنان در عرصه های تصمیم گیری و سیاست گذاری در جامعه بی نتیجه خواهد ماند. و تا زمانیکه زنان هیچگونه دسترسی به منابع ثروت و تولید معیشت ندارند نمی توان از آنان انتظار داشت که بعنوان کنشگران فعال و موثر در جامعه حضور پیدا کنند و عمل کنند. در شرایط فعلی فضاهای عمومی برای حضور زنان در افغانستان شدیدا کاهش یافته است. زنانی که در این مناطق به دفاع از حقوق زنان در عرصه تصمیم گیری های اجتماعی و عمومی برمی خیزند اصلی ترین هدف حملات و کشتارها هستند. در همه جا شواهدی مبنی بر کشیده شدن دامنه خشونت های جنسی و جنسیتی به درون خانه ها پس از پایان گرفتن درگیریها و بازگشت افراد مسلح از جنگ دیده می شود، در حالیکه هنجارهای اجتماعی محافظ زنان در طول جنگ و درگیری عملا از بین رفته اند.
در همه مناطق درگیری، ما شاهد تمایل و خواست زنان برای گذشتن از مرزها، سازماندهی حرکتهایی در حمایت از گفتگو و مذاکره، و به چالش کشیدن خطراتی که امنیت آنان را تهدید می کند، بوده ایم. ولیکن ما نمی توانیم صرفا به شهامت و شجاعت زنان تکیه کنیم باید سیستم های ضروری در این زمینه بوجود آید. دولت باید به منظور تضمین سلامتی زنان در زمینه اصلاح بخش های امنیتی بویژه در مناطقی که نیروهای مسلح و یا پلیس خود بعنوان منبع خشونت عمل کرده اند، تلاش کند.
سخن آخر این است اگر خواهان دستیابی به صلح هستیم باید به روندهای پاداش دهی به نیروهای مخرب اجتماعی خاتمه داده و از روش های سازنده و صلح آمیز بهره گیریم. میشل دو مونتاین فیلسوف فرانسوی در قرن شانزدهم می نویسد:" زمانیکه زنان از اجرای قوانین مرتبط با خودشان سرپیچی می کنند به خطا نمی روند زیرا این قوانین را مردان بدون مشورت با آنان برایشان تدارک دیده اند." یکی از راههای درک و تحکیم صلح تلاش جمعی در زمینه تدوین دوباره قوانین مرتبط با حکومت، عدالت، امنیت و فعالیتهای اقتصادی با هدف ازبین بردن علل پیدایی درگیری و جنگ، بی اعتمادی و نابرابری است. زنان در همه گروهها و اقشار اجتماعی نمی توانند فرصت مشارکت در بازسازی قوانین را از دست بدهند. تنها در شرایط تحقق عدالت دستیابی به صلح امکان پذیر می گردد.


هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر