نجلا زمانی
آلمان
ملت صبور، غیور و مقاوم افغان، سالهای مدیدی است
که با عشق به وطن با دستان خالی دربرابر ظلم
و نابسامانی های تاریخی و گسترده با دشمنان مرز و بوم شان هوشمندانه و قدرتمندانه در صحنه های مبارزات و در آتش جنگهای
نابرابر، آشوب و خونریزی از خود ایستاده گی و مقاومت به خرج داده، پیامدهای بسا ناگواری
را در این زمینه متقبل شده اند.
در خاطره و حافظۀ فرد فرد ملت رنجدیدۀ افغان
جنگ، خشونت، بدبختی، خراب شدن خانه و کاشانه و آواره گی است. فرزند این وطن هرگز
طعم و لذت و شیرینی زندگی با آرامش خاطر را در گلوگاه خونین و بغض آلودشان نچشیده
اند و حسرت یک لبخند بر لبان داغ بسته شان مانده که بازتاب آن را می توان در زندگی
روزمره شان دریافت.
اضطراب ناشی از جنگ و خونریزی روزگار و تأثیر
جنگ از ناامنی گرفته تا مسائل اقتصادی، زخمی عمیق بر روح و روان مردمان و نسل های
متعدد ملت افغان گذاشته است. جنگها و ناامنی ها باعث عدم توسعه و پیشرفت ملت متفکر
و مستعد ما شد و این بر همگان واضح است که حتا در بیشتر موارد پیامدهای شوم و
زیانبار سیاسی، اقتصادی و انسانی جنگ از طرف دولتمردان نادیده گرفته شده یا کمتر
به آن بها داده اند و به خواست و آرمان های ملت توجه مبذول نشده و حق شان به یغما
رفته است.
رنگ سیاه
و تیره بر صفحۀ روزگار ملت افغان رقم خورده است. ابعاد فاجعه های خونین و مرگبار
تاریخی سرزمین ما بسا تلخ و دردناک است و مردم مظلوم از لحاظ روحی خسته هستند،
خسته از جراحت های جنگی و خشونت بار روزگاری که ناجوان مردانه بر آنها سخت گرفته و جوانان، کودکان و اطفال سرزمین مان باید تاوان
سنگینی را به روزگار و نسل آتی بپردازند.
ملت و جوانانی که در این برهۀ زمانی روزگار می
گذرانند، به آنچه اعتقاد و باور دارند می
جنگند و دولت جز شعارهای غیر عملی و تظاهر غیر از همکاری و کمک به مقامات وابسته که از لحاظ سیاسی در رسیدن به
قدرت شان نقش و نفوذ بیشتری در میان مردم داشتند و دارند، نتوانستند و یا هم نخواستد
برای مردم مظلوم و درمانده امنیت، صلح و ثبات را به میان آورند.
در صورتی که وظیفۀ تمام دولتها در قبال ملت شان
همانا تأمین و ترویج امنیت و صلح، توسعۀ حقوق بشر در جامعه، حفظ صلح و امنیت ملی،
توسعۀ روابط دوستانۀ ملت ها به منظور غلبه بر گرسنگی و فقر و حفظ روابط حسنه و
ترویج پیشرفت های اجتماعی، معیارهای زندگی بهتر و حقوق بشر است.
اما ملت ستمدیدۀ افغان با تجربۀ تلخ پیشین با
هزاران امید و آرزو باز هم به پای صندوق های رأی رفته و باحضور پرشور و درخششی ماندگار
و به یادماندنی به خصوص- زنان- با مسؤولیت و حضور پرمعنا و گسترده شان چه زیبا
نشان دادند که می توانند در سیاست و سطوح مهم تصمیم گیری و حتا رساندن مردان به
قدرت نقش بارزی را ایفا نمایند و زحمات شبانه روزی زیادی را برای رسیدن به قدرت
این دولت متقبل شدند، اما عملکرد دولت پس از رسیدن به قدرت برخلاف تصور ملت بود و مردم
در سالهای اخیر نه تنها از لحظ امنیتی و اقتصادی با خطرات و مشکلات زیادی روبرو
شدند حتا برخلاف وعده های قبل ازانتخابات مقامات بلندپایه به خانمها در عرصۀ تصمیم
گیریهای مهم دولتی کمتر توجه شد، اگرچه پست های بلندی به خانمها داده شد اما
صلاحیت تصمیم گیری در مسایل سیاسی و روز به آنها کمتر داده شد، تصمیم گیریها مانند
گذشته باز هم تحت اقتدار مردان درآمد و آنچه
در این زمینه زنان نخبه مان را با سکوت مواجه ساخت چیزی جز شعارها و وعده های فریب
دهندۀ مسؤولان و مقامات بلندپایه حکومتی نبود.
اما اینک باز هم ملت افغان بعد از سالهای متواتر
جنگ، آشوب و خونریزی باز هم شاهد رویداد تاریخی، تغییر و تحول است، هر فرد از
افراد این ملت در داخل و خارج کشور انتظار
و آرزوی تغییر مثبت و نیک را از دولت و
مسؤولان حکومتی برای وطن و ملت به خون نشسته دارد.
حال زمانی
است که نقش ملت و مردمان مبارز ما که نه از روی وابستگی به حکومت و دولت بلکه از
روی میهن پرستی در بیشتر از سه دهه جنگ پیوسته سخت کوشیدند و رزمیدند تا وطن طعمه
و گودال اجنبیان قرار نگیرد و همچنان نقش و حضور زنان قهرمان ما در این برهۀ زمانی
نباید به دست فراموشی سپرده شود که این خود نشانی از عقب ماندگی و ناسپاسی از ملت
ما خواهد بود.
درحال حاضر ملت افغان از جنگ و آشوب، ریا، فتنه،
پنهان کاری های سیاسی و شعارهای دروغین و استبداد به ستوه آمده اند، از ظلم و ستم
و حاکمیت کوردلان و کج اندیشان جامعه خسته اند. این ملت از حکومت هایی که تا به
حال مرحمی بر زخمهای عمیق زندگی شان نبوده اند و نتوانستند آرامش و امنیت را به
مردم و کشور باز گردانند، باز هم در تلاشی دیگر و تغییر دیگر امید دارند که صلح و
ثبات، جایگزینی شود برای تمام ناامنی هایی
که تاکنون گریبانگیر زندگیشان شده و امید دارند که کار و خدمت دولت برای مردم زجرکشیده
و ستمدیده باشد.
امروز زمانی است که تمام احزاب درگیر در سال های
گذشته در افغانستان به خصوص در کابل از خویشتن داری، تأمل زیاد و آرامش برای آوردن
صلحی پایدار در وطن کار بگیرند تا ملت شاهد تکرار حوادث شوم سال 1370 نباشد. ملت
باگذشت و فداکاریشان از پیامدهای ناگواری که توسط احزاب مختلف گریبانگیرشان شده
بود، گذشتند. پس بر دولتمردان است که برای دست یافتن به امنیت و صلحی پایدار در
این سرزمین زیر یک چتر منسجم شده، زورآزمایی نمودن و مقصر دانستن یکدیگر در این
صحنه شایسته و به صلاح ملت نیست. باید تدابیر بزرگ و مهمی را برای آوردن صلح در
افغانستان درنظر گرفت. این دوره باید دورۀ اقدام و عمل باشد، شعارهای پوچ و وعده های دروغین خاتمه یابد و از
صبر، استقامت و گذشت و فداکاری این مردم رنجدیده سوءاستفاده نشود.
حق ملت محروم افغان است که در مسیر عزت، پیشرفت
و تعالی گام بردارند. ملت وطنی امن و باثبات را آرزو می کند، جایی که بی هیچ
نگرانی زندگی کنند، ملت آرامش خاطر می خواهد و این حق طبیعی هر انسان در وطنش است و دولت مسؤول و جوابگوی این حق طبیعی به ملت خود می باشد.
خداوندا ملت بی صدا و خاموشانه نگاهش بر دستان
توست، عطا کن آرامشت را بر ملت ما، عطا کن سعادت جاودانی ات را، امید ملت به تو
بسته است، خداوندا دل ملت ما نگاه پرمهر تو را می خواهد. خداوندا امید ملت زجرکشیده
و ستمدیده مان را ناامید نساز.
به آرزوی صلحی پایدار و سراسری در افغانستان

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر