شبنم شهرزاد.
صد ها نفر از علمای دینی افغانستان در کابل جنگ جاری افغانستان را ناجایز و
ناروا خواندند و گفتند که انتحار در اسلام حرام است و گناه کبیره محسوب میشود .
صد ها نفر از علمای دینی افغانستان در کابل جنگ جاری افغانستان را ناجایز و
ناروا خواندند و گفتند که انتحار در اسلام حرام است و گناه کبیره محسوب میشود .
چندی پیش نیز نشستی سه جانبه علمای دینی افغانستان، پاکستان و اندونیزیا با
محوریت «صلح افغانستان» در شهر جاکارتای اندونیزیا دایر گردید که علمای اين سه
کشور در این نشست صلح را امر الهی خواندند و ارزشهای آن را در روشني ارشادات دین
مبین اسلام به بحث گرفتند.
در این نشست علما از همه طرفهای درگیر جنگ در افغانستان خواستند که آتش بس
اعلان نموده، برای تامین صلح پایدار توافق نمایند. آنان از سایر علمای جهان
اسلام خواستند که به منظور از بین بردن دهشتافگنی و افراطیت، نقش ارزنده خود را در
راستای تامین صلح ایفا نمایند.
هرچند
این گونه نشستهای علمای دینی به هدف پایان یافتن جنگ تحمیلی بالای افغانستان و ثبات
منطقوی، ارزشمند تلقی میشود، اما تا اكنون هيچ نتيجهاي عملی و پایدار را به
دنبال نداشته است.
صلح به معنای عام همزیستی، همپذیری و جنگ نکردن است که از چندين سال بدينسو افغانها
طعم آن را با تلخی و
دگرگونی کشور چشیده اند و با تاسف كه این روند به سریال دنباله دار مبدل شده است.
صلح، واژهي به گوش
آشنا، ولی امید گم شدهای سالهای طولانی مردم افغانستان است. همواره براي
باشندگان اين سرزمين گفته شده كه صلح تامین خواهد شد. از سياسيون كشور به شمول رییس
جمهور تا شهروندان عادی اين سرزمين نعرهاي صلح ميزنند؛ اما صلح از اين كشور رخت
بسته و هيچ اميدي براي تامين آن به نظر نميرسد.
هرچند، صلح به معنای سازش، آشتی و توافق است و در
قرآن و سنت ما نیز عقد صلح به معنای دفع مرافعه و پایان بخشیدن به دعوی به كار رفته
است. در قرآن كریم از صلح در شش آیه از سورههای انفال، نساء، حجرات نام برده شده؛
زیرا اسلام دین رأفت و عطوفت است و قوانین شرعی برای حفظ ارزشهای انسانی و ایجاد
فرصتهای مناسب برای اصلاح و تزكیه نفس و خودسازی وضع شده است.
حکومت افغانستان
همواره صلح را به مثابه امر الهی و خواست اساسی مردم اين كشور تلقي نموده و آن را مهمترین
اولویت و مكلفيت خویش دانسته و برای تامین صلح دوامدار در اين کشور، از علمای دینی،
متنفذین، بزرگان قومي، فعالان مدنی، زنان و همه اقشار جامعه دعوت نموده تا در راستای
تامین صلح و ثبات، همکاری و هماهنگی شان را بیشتر نمايند. حكومت افغانستان حتي مخالفین
مسلح را از طریق مذاکرات بین الافغانی به زندگی مسالمت آمیز تشویق مینماید که با
این همه کوششها باز هم صلح در کشور تامین نشده است.
ديريست
كه ما همه صلح میخواهیم. باشندگان اين كشور میکوشند طعم شیرین صلح را بچشند؛ حتی
اگر برای یک لحظهي باشد و معنی واقعی صلح را در جريان زندگی کوتاه که دارند تجربه
نمایند، اما بیخبر از آنکه اگر همین وضعیت در کشور ادامه داشته باشد دست یافتن به
صلح باز هم به همان اُمید محال میماند که هیچگاه تحقق نخواهد یافت.
سوال
اما اینجاست که چرا صلح در افغانستان تامین نمیشود؛ درحالیکه میلیونها دالر از
سوی کشورهای کمک کننده به خاطر تامین صلح در کشور به مصرف میرسد و شورای عالی
صلح پولهای هنگفتی را به بنام صلح مصرف میکند.ما شاهد برگذاری دهها نشست به نام
«صلح افغانستان» بوده ایم که این نشستها در داخل کشور و کشورهای همسایه و حتی
کشورهایي بیرونی برگذار شده است و راههای مختلف برای تامین صلح افغانستان پیشنهاد
شده است، ولی از سوی نهادهای امنیتی کشور جدی گرفته نشده و با ريختن خاک به چشم مردم
از انجام وظیفه به شكل خوب آن، سر باز زده اند و صلح را به یک آرمان دایمی مبدل
ساخته اند.
باشندگان
بايد شیوه دیگري را در پیش گیرند تا بتواند از راههای دیگري به آوردن صلح در
کشور نگاه کنند یا شیوههای کاری شان را تغییر دهند تا فریب سخنان هوایی سخنوران سياسي
را نخوردند و جانهای شرین شان را به خاطر نبود امنیت در کشور از دست ندهند.
کشورهای
حامی جنگ در افغانستان نيز با نیروهای امنیتی ما میجنگند. آنان برای مذاکره برای آوردن
صلح در نشستها اشتراک میکنند که یگانه دلیل بینتیجه ماندن نسشتهای صلح
افغانستان نبود برنامه مدون و راهکاري جدید برای آوردن صلح است.
بیشتر از سه دهه است که مردم ما در آتش جنگ
میسوزند، همه مردم افغانستان براي «پرواز کبوتر صلح» در آسمان نیلگون اين كشور
چشم در راه اند. مردم از ابر تاریک جنگ که بر فراز آسمان ما
قرار دارد، خسته شده اند. ارزشمندترین پدیدهی انسانی به مفهوم واقعی صلح است که
از اولویتهای اساسی زندگی مرفه و تداوم حیات سالم و باهمی توسعهی سیاسی اجتماعی
جوامع بشری به حساب میآید؛ زیرا تامین صلح و ثبات در یک جامعه باعث سعادت و
خوشبختی آن شده و همین نظم باعث آن میشود که جامعه به سوی ترقی و پیشرفت سوق داده
شود.
صلح زمانی نتیجه بخش
خواهد بود که رهبران، فرماندهان جهادی و سیاسیون كشور تمایل به مذاکره داشته باشند
و برای دريافت راهحل برای منازعه تلاش ورزند و علاقمند باشند. البته بهگونهای
که هرکدام آنها قانع شوند که برای به دستآوردن برخي امتیازات از برخي از ارزش
ها بگذرند.
اگر این تصور وجود
داشته باشد که یک طرف همه چیز را ببرد و طرف دیگر همه چیز را ببازد، نمیتوان
صلح را تامين كرد. تاكيد نويسنده بر اصلاح نهادهاي جامعه است؛ بدين معنا كه نهادها
و ساختارهای جامعه بايد طوری بناء شوند که شهروندان را به رفتار صلحآمیز ترغیب و تشویق نمايد؛ نه اينكه نسل ها را
عقده يي به بار آورد.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر