۱۳۹۷ مهر ۵, پنجشنبه

دولت و ملت، پاسداران صلح

سرمقاله

 روز جهانی صلح فرصتی مناسب است تا ملل جهان در مورد وجه مشترک زندگی همگانی برای هر فرد فارغ از هر گونه رواداری تبعیض و تفاوت های فرهنگی و یا ملیت, باز خوانی داشته باشند. از این روز در حالی بزرگداشت صورت می گیرد که قرن بیستم و بیست ویکم فاجعه انگیزترین سده در تاریخ بوده است. وقوع دو جنگ جهانی, وقایع هولوکاست و جنگ های داخلی در افغانستان و در امتداد آن حوادث خون بار انتحاری در کابل و دیگر ولایت های افغانستان نمونه های مترادف با وحشت و متضاد با معنی صلح و آرامش هستند. این وقایع که دارای عوامل انسانی بوده اند, جوهره انسانی را که از عناصر ترحم, شفقت و دستگیری از همدیگر تشکیل شده, به طور تام در محدوده نابودی قرار داده است. انسان در دوره حاضر مدعی رسیدن به کمال مطلوب و سقف آمال خود است, مصداق این مدعا هم نظریه "نهیلیسم" است. اما صلح در افغانستان چالش های مهمی را بر سر راه می بیند. شکاف های اجتماعی, فرهنگی که هر کدام از اینها در زیر مجموعه خود به ریشه های زیادی منشعب می شوند, از عوامل متعددی اند که زمینه ساز خلق چالش های یاد شده هستند.

صلح برای افغانستان چیزی جز رسیدن به باور مشترک برای زندگی مسالمت آمیز در پرتو تساهل, درک جامع از تفاوت های موجود در جامعه و در نهایت اتحاد و همدلی نخواهد بود. روند دولت سازی بدون توجه به عامل "ملت" به عنوان زیربنا و بستر, در افغانستان پاسخ نخواهد داد. استفاده از اسلوب قاعده مند دیگر روندهای دولت- ملت سازی و یا ملت- دولت سازی در دیگر کشورها و تطبیق نسبی و اصولی آن, میانگین خطاپذیری ما را به طرف پایین ترین رقم تقلیل خواهد داد. دلیل تاکید بر مفهوم" ملت" به این دلیل است که این مفهوم حامل ارزش هایی چون, هم پذیری, رعایت حقوق همدیگر, فهم ملی مشترک از روندهای مختلف, تعریف هویت واحد  و در نهایت تعیین منافع ملی یکپارچه است. در واقع می توان گفت مفهوم "ملت" به عنوان یک ارزش در نظر گرفته می شود که در صورت شکل نگرفتن خویش, "صلح" هم به عنوان یک ارزش خلق و تداوم نخواهد داشت.
صلح و امنیت را می توان به عنوان موضوع گفتمان رایج در شرایط متزلزل کشور دانست. گفتمانی که علیرغم مانور بسیار, نتیجه راهگشایی در پی نداشته است.  صلح به مثابه یک ارزش از دست رفته در افغانستان لزوم بازبینی شکاف ها و تبعیض های قومی, فرهنگی و زبانی و همچنین ابهام و چند دستگی در باب تمییز منافع ملی از منافع غیر ملی را بیش از پیش مورد تاکید قرار می دهد. این شکاف ها و تبعیض های که مدلول از منابع مختلفی اند فقط با عناصری چون اتحاد و تجمیع و حس مشترک قابلیت حذف شدگی دارند. در پیکره دو بخش ملت و دولت, دولت به عنوان نماینده برحق ملت و پاسدار ارزشها و به خصوص صلح, می بایست مسئولیت حقوقی, اخلاقی و هنجاری خود را در برطرف کردن چالش های رسیدن به صلح ایفا کند. وضع قوانین و مقررات, برخورد قاطعانه با عوامل چالش زا از یک طرف و تعریف هویت ملی برای همه افغانها از سوی دیگر,  راهکارهای هستند که می توانند مثمر ثمر واقع شوند. فراموش نکنیم که هویت مشترک و ملی خود به تنهایی اسیدی قوی خواهد بود بر روی ویروس ها و میکروب هایی مانند تروریسم و ایدئولوژی های مخرب که زمینه ساز تضاد و تبعیض هویتی و قومی در کشور هستند. پس آنچه نیاز است نه تفریق ملت و دولت, بلکه اتحاد ملت و دولت برای گسترش و تکثیر عناصر مثبت و دموکراتیک در راه رسیدن به صلح است.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر