حسین جعفری
ما در دنیایی زندگی می کنیم که هر لحظه آن حول
محور تغییر و پیشرفت می چرخد. تغییراتی که از این پیشرفت ها منبعث می شوند زندگی
بشری را تحت احاطه قرار داده اند و آنرا بستر حوادث و تغییرات متعدد ساخته اند. از
دیدی دیگر تنوع، تغییر و پویایی، رکن های انکار ناپذیری هستند که برساخته امر
پیشرفت بشری هستند. ملل مختلف برای مبدل کردن این تغییرات به فرصت های امتیار آور،
خود را به ابزار اگاهی و دانش معطوف به این تغییرات مجهز می سازند. بهره وری از
این فرصت ها لزوما بهره وری از تغییرات و تنوعاتی است که برای همگان ماهیت اجتناب
ناپذیر دارد. یکی از ابعاد تنوع در جوامع گوناگون مسئله قومیت و هویت ها است. تنوع
قومیت و هویت همواره عنصری مهم و مورد توجه در سیاست گذاری های دولت های گوناگون
است. گوناگونی در هویت، قومیت، مذهب و نژاد، جزو عوامل انتسابی هستند که جوامع را
از حالت یکنواختی و ایستا خارج می کنند و همان پویایی را می سازند که در ابتدا ذکر
شد. در کنار اینها، مسئله مدیریت مسئله تنوع قومیتی از خود این مسئله مهم تر است.
هر هویت و قومیتی امروز در ملل پیشرفته در تعامل با هویت ها و فرهنگ های دیگر
موجود است و فرصت این را دارد که در فضای برابر ابراز نظر کنند. اما نمونه هایی از
حذف قومیتی و هویتی هم به فراوانی وجود داشته است. کشتار دو سوم جمعیت یهودیان
اروپا در جریان "هولوکاست"، از مثال های وحشتناک دوره معاصر است. اما
سال ها از این تعصبات گذشته و معیار بشری برای گزینش، مفهوم
"انسانیت" شده است. تنوع قومیتی
در افغانستان هم به تبع دیگر کشورها از مفاهیم برجسته و چالش برانگیز سیاسی بوده
است. بدان جهت سیاسی خطابش می کنیم که این مفهوم اصولا امروز توسط نهاد دولت به یک
امر سیاسی تبدیل شده و تعصب های بیشتری را برانگیخته است. این تنوع در روند صلح
افغاتستان هم به طور روشنی تاثیر گذار است. همانطور که صلح می بایست یک روند ملی
برای تامین منافع ملی باشد، تمام اقوام باید خود را در این روند سهیم بدانند و در
جریان چند و چون این روند قرار بگیرند.
اگر افغانستان به عنوان یک مرجع در نظام
بین الملل مطرح است به دلیل حضور همین عناصر متنوعی چون قومیت و هویت و افکار
متنوع است و نه غیر. هویت، قومیت و نزاد غیر قابل انتقال هستند و هرگز نباید ملاک
گزینش های کلان و مورد معامله قرار بگیرند. باید اذعان کرد که دولت افغانستان در
امر نزدیک سازی عقاید ،هویت ها و اقوام مختلف با فرهنگ هایشان و به طور اخص بعد از
سقوط طالبان نقش منفعلی را بازی کرده است و به جای استفاده از این مفاهیم جهت فرصت
سازی، انرا به تهدیدی علیه منافع ملی تبدیل کرده است. چالش های قومی و هویتی در
گروه جدی ترین مسائلی هستند که می بایست در صدر اولویت کاری دولت قرار بگیرند و
مدیریت شوند. عدم مدیریت دولت منجر به شکل گیری شکاف اجتماعی بین اقوام مختلف شده
است و حس استقلال طلبی مبتنی بر نارضایتی ار احقاق حقوقشان کشور را به سمت پرتگاه
خطرناک تجزیه می برد. دور شدن اقوام از یکدیگر و گسست قومی در روند صلح، به زعم
بسیاری از صاحب نظران، برای کشورهایی که منافعشان را در گرو ناامنی در افغانستان
می دانند، بسیار خوشحال کننده است. چه بسا هدفشان هم همین باشد. بهتر است از این
وضعیت به بحران داخلی نام ببریم. چالش های قومیتی و هویتی یکی از موانع مهم درونی
بر سر راه صلح و امنیت به حساب می آید. چالش های موجود در روند صلح بارها مورد کند
و کاو قرار گرفته است اما مطمئنا بدون وجود حس مشارکت همگانی که پیش نیاز آن رفع
تبعیضات قومی این روند امکان پذیر نیست. اما دولت وظیفه مدیریت این چالش ها و
آگاهی دهی و زمینه سازی بسترهای لازم برای یکپارچگی اقوام مختلف را دارد. نه فقط
دولت بلکه وظیفه دوگانه دولت و ملت اینست که برای تحکیم روند صلح از چالش های قومی
و هویتی بپرهیزند. ایجاد فضای وحدت و نزدیکی عقاید، گسترش فرهنگ تساهل، جلوگیری از
عنصر تفرقه افکنی با ایجاد حس رضایت عمومی و شنیدن صدای مردم از جمله راهکارهایی
هستند که برای پیروزی در گفتگوهای صلح و حمایت مردمی از این روند موثر و کارگشا است.
فائق امدن بر چالش قومیتی نیاز اساسی دولت و ملت
افغانستان است چرا که می توان گفت در هر امر روزمره افغان ها، مسئله تبعیض قومی و
نژادی موج می زند. دولت افغانستان به عنوان مسئول مستقیم کنترل و مدیریت این مسئله
در موارد مختلف از این تبعیضات به انحاء و روش های غیر مستقیم حمایت کرده است .
این ضعف که از سوی شخص رئیس جمهور هم پذیرفته شده است لزوم مبارزه همه جانبه با
این چالش ها را بیش از هر زمانی برای رسیدن به صلح ، مورد تاکید قرار می دهد. عدم
مدیریت دولت در این عرصه باعث می شود که مسئله چالش های قومی، مذهبی و هویتی به
عنوان ابزاری برای نیل به اهداف کشورهای متخاصم با افغانستان مطرح می شود. گذر
جمعی برای رسیدن به صلح پایدار هم نیاز به تساهل و وحدت اقوام در کشور دارد چرا که
اصولا صلح برای افغان ها است و بدون احساس یکپارچگی صلح همانند قومیت و هویت که
تبدیل به چالش شده است، می تواند منجر به چالش صلح نیز شود.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر