۱۳۹۷ مهر ۱۶, دوشنبه

شورای عالی صلح می تواند گره کور صلح در افغانستان را بگشاید؟


جمشید کاردان
محمد کریم خلیلی رئیس شورای عالی صلح افغانستان در کارگاه پنج ‌روزه «روابط استراتژیک، مذاکرات و میانجی‌گری» گفته است: «تا هنوز هیچگونه گفتگوی رسمی و مستقیم بین دولت و طالبان، بین شورای عالی صلح و طالبان صورت نگرفته است. هرآنچه که هست شایعات است، ولی امیدوارم که سرانجام این مذاکرات صورت گیرد آقای خلیلی گفت که در یک سال اخیر تلاش‌های زیادی انجام شده تا کشورهای جهان و منطقه از پروسه صلح افغانستان حمایت کنند. استاد خلیلی با اشاره به کارکردهای شورای عالی صلح، گفت: این شورا به دستاوردهای مهمی در زمینه ایجاد اجماع ملی در حمایت از صلح، نایل گشته است. خلیلی گفت که در آخرین مورد قرار است شورای علمای افغانستان با علمای پاکستان دیدار و گفتگو کنند و نظر علمای پاکستانی را برای حمایت از این پروسه جلب نمایند.

در همین حال، گروه طالبان در واکنش به برگزاری احتمالی نشست عالمان دین افغانستان و پاکستان، آن را پروژۀ امریکایی‌ها می‌دانند و از عالمان دین دوکشور می‌خواهند که در آن شرکت نکنند.
در دو سال اخیر از یک طرف چندین نشست از سوی شواری عالی صلح برگزار شده است و اما از طرف دیگر حملات طالبان بیشتر از پیش گسترش یافته و گفتگوهای های صلح پیجیده تر گردیده است . 
این شورا به عنوان مجری گفتگو و رایزنی برای تثبیت صلح و ثبات پایدار در افغانستان است و طی سال های گذشته کوشیده است پاسخگوی سئوالات بی شماری در مورد پیشبرد امر حیاتی صلح در افغانستان باشد اما رویکرد های گنگ و مبهم دولت در قبال تعریف آشکار از مفهوم دوست و دشمن عرصه را برای پروسه ی صلح پایدار و نه آسیب پذیر در کشور تنگ تر کرده است و قدرت مانور را از شورای عالی صلح گرفته است.
بدون شک آنچه که می تواند تسّلی دهنده ی آمال مردم ساکن در این سرزمین باشد، نه نان، بلکه امنیت و صلح است.این مردم تاوان معاملات پرهزینه و غیر انسانی به اصطلاح رهبرانی را می پزدازند که در ظاهر دوست اما در باطن بدتر از صد دشمن هستند.
اما شورایی که هشت سال از تاسیس آن گذشته چه دستاوردهایی داشته است؟
آیا شورای عالی صلح می تواند گره کور صلح در افغانستان را بگشاید؟اصولا مردم چقدر به کارکردهای این شورا اعتماد دارند؟
با مروری بر کارنامه ی شورای عالی صلح به نظر می رسد تلاش های جسته گریخته ای از طرف این شورا انجام شده که بیشتر به در بسته خورده و راه به جایی نبرده، یا به عبارت بهتر نتوانسته آن طور که باید دردی را مرّهم بگذارد.
ناگفته نماند که صلح در افغانستان با بازیابی قدرتِ از دست رفته ی گروه های مسلح مخالف دولت رفته رفته به یک معمای لاینحل تبدیل شدهه که حتی آمریکا و ناتو تا امروز موفق به حل آن نشده اند.
تجدید نظر در کمیّت سربازان خارجی در افغانستان در دوران  ریاست جمهوری باراک اوباما و بعد از وی دونالد ترامپ، نشان گر  سردرگمی غزب، با تمام تسلیحات و افواهش در زمینه ی ریشه کنی غده ی سرطانی تروریسم در افغانستان و منطقه است.
باز کاوی این نکته ضروریست که اگر دولت افغانستان تصور می کند صلح با گروه های مسلح مخالف به تنهایی از عهده ی یک شورا بر می آید باید گفت به بیراهه رفته ایم.شورایی که مرکب از چهار کمیسیون است و معاش کارمندانش از طرف یک دولت خارجی پرداخت می شود.
در نقد دیگر در مورد عملکرد شورای عالی صلح باید گفت گام دیگری که دولت افغانستان برداشت و از ان به عنوان یک دستاورد بزرگ یاد می کند همانا مذاکره با گلبدین حکمتیار و دست کشیدن او از جنگ بود. گفته می شود شورای عالی صلح در این مذاکرات هیچ نقشی نداشت در حالیکه یک تیم 68 نفره در این شورا فعالیت می کنند و لزوما باید در این مذاکرات نقش مهم تری بازی می کردند چرا که همواره کارکردهای این شورا مورد انتقاد تلخ بوده و برچسپ منفعل بودن را به آن زده اند.
واضح است که صلح در افغانستان به بن بست خورده است و نیازمند بازنگری در چهارچوب های توافق و تعیین استزاتژی های راهبردی حداقل برای پنج سال آینده است..به طور کلی پروسه ی صلح با مخالفان مسلح دولت را نباید تنها به تساهل گرفت و با آن به عنوان یک امر مصلحتی برخورد کرد.تثبیت صلح و امنیت پایدار نه یک امر مصلحتی بلکه یک امر سیاسی است.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر