محمد یاسر
عمار
دونالد ترامپ سکان بزرگترین قدرت جهانی را زمانی
که به دست گرفت روند مناسبات بین المللی دستخوش ناملایمات زیادی گردید.و در بعد
داخلی ورودش به کاخ سفید همزمان با موجی از اعتراضات مردم ایالات متحده امریکا روبرو
بوده است. درآغازین روز های حکومت وی، شهروندان این کشور دورنما وچشم انداز
زندگی خود را تأمل برانگیز وغیر قابل پیش بینی تصور می نمودند. چندی نگذشته بود که این غایله پا از داخل کشورش
فراتر گذاشت تا اینکه گستره اعتراضات جهانی شد واقدامات ترامپ کار را بجای کشاند
که انگلامرکل صدراعظم آلمان از برهم خوردن نظم جهانی حرف به زبان آورد. با در نظر
داشت شرایط پیش آمده به نظر می رسد که ایالات متحده امریکا به عنوان تأثیرگذارترین
کشوردرعرصه بین المللی با آزمون های زیادی مواجه است،که هرکدام نظر به شرایط زمانی
درابعاد مختلف وهم چنان مکان خاص ومصادیق خاص آن نیاز به رسیدگی دارد.ازجمله میراث
دو رییس جمهورپیشین امریکا،جرج بوش وبارک اوباما، اداره حکومت ترامپ را به ژرف کاوی
وتأمل بیشترملزم می ساخت واز سوی دیگرسوالات وابهامات زیادی برای آنعده کشورهای که
علایق استراتژیک با ایالات متحده امریکا داشتند؛ شکل گرفته بود که چشم انداز روابط شان به رهبری ترامپ با چی
سرنوشتی مواجه خواهد شد.
دونالد ترامپ سکان بزرگترین قدرت جهانی را زمانی
که به دست گرفت روند مناسبات بین المللی دستخوش ناملایمات زیادی گردید.و در بعد
داخلی ورودش به کاخ سفید همزمان با موجی از اعتراضات مردم ایالات متحده امریکا روبرو
بوده است. درآغازین روز های حکومت وی، شهروندان این کشور دورنما وچشم انداز
زندگی خود را تأمل برانگیز وغیر قابل پیش بینی تصور می نمودند. چندی نگذشته بود که این غایله پا از داخل کشورش
فراتر گذاشت تا اینکه گستره اعتراضات جهانی شد واقدامات ترامپ کار را بجای کشاند
که انگلامرکل صدراعظم آلمان از برهم خوردن نظم جهانی حرف به زبان آورد. با در نظر
داشت شرایط پیش آمده به نظر می رسد که ایالات متحده امریکا به عنوان تأثیرگذارترین
کشوردرعرصه بین المللی با آزمون های زیادی مواجه است،که هرکدام نظر به شرایط زمانی
درابعاد مختلف وهم چنان مکان خاص ومصادیق خاص آن نیاز به رسیدگی دارد.ازجمله میراث
دو رییس جمهورپیشین امریکا،جرج بوش وبارک اوباما، اداره حکومت ترامپ را به ژرف کاوی
وتأمل بیشترملزم می ساخت واز سوی دیگرسوالات وابهامات زیادی برای آنعده کشورهای که
علایق استراتژیک با ایالات متحده امریکا داشتند؛ شکل گرفته بود که چشم انداز روابط شان به رهبری ترامپ با چی
سرنوشتی مواجه خواهد شد.
درافغانستان
نیزسوالاتی مطرح بود که سطح روابط افغانستان وامریکا با حکومت ترامپ چگونه خواهد
بود وترامپ با طولانی ترین مأموریت نظامی تاریخ امریکا چگونه برخورد خواهد کرد؟ جمهوری
خواهان دستورجنگ افغانستان را درسال 2001 میلادی زمانی که جرج بوش سکان قدرت کاخ سفید را به دست داشت
صادرکرد،درحال حاضر باردیگربعد از دو دوه ریاست جمهوری،دیموکرات ها این فرصت برای
جمهوری خواهان میسرشده است که برنامه های ناتمام رییس جمهوربوش را مورد بازنگری
قراردهند،باوجودیکه دیموکرات ها شکل وشمایل خاصی به جنگ افغانستان دادند؛اما پیشینه
جنگ افغانستان ریشه در دوسیه های دارد که در آرشیف حزب جمهوری خواهان بایگانی شده
است.درسال 2008 میلادی با به قدرت رسیدن اوباما، دست به دست شدن قدرت
وتغییرساختار در امریکا معادله جنگ افغانستان را نیز برهم زد، پایان دادن جنگ به شکل آبرومندانه
واعاده حیثیت امریکا،دغدغه محوری دیموکرات ها را درقبال افغانستان شکل می داد. دیموکرات
ها به رهبری اوباما برخلاف جمهوری خواهان معتقد بودند که کمک های امریکا باید در
بخش های آموزش دهی ومشوره دهی نیروهای امنیتی افغانستان متمرکز گردد؛درحالی که جمهوری خواهان حضورمستقیم وگزینه نظامی را برای کنترول اوضاع ترجیع می
دادند،تفاوت دیدگاه ها وفقدان اجماع نظردرامریکا باگذشت زمان افغانستان را درشرایط
خاصی قرار می داد ونگرانی ها را در این کشور بحران زده بیشتروبیشتر می ساخت.تااینکه
جدول زمان بندی خروج عساکرامریکایی در دستورکار بارک اوباما رییس جمهور پیشین
امریکا قرار گرفت و اوباما مصمم بود که تا سال 2014 میلادی به این جنگ نفس گیر
نقطه پایان بگذارد.ولی رقابت های کلان جهانی وتهدیدات نوظهورامنیتی باعث شد که
اداره حکومت اوباما شماری از عساکرش را درافغانستان حفظ نماید وحالا بار دیگر با دست
به دست شدن قدرت در امریکا دوسیه این جنگ ناتمام روی میز دونالدترامپ قرار گرفته
است.این درحالی است که حضورنیروهای ناتو ودر رأس آن نیروهای امریکایی دربیش از
یکنیم دهه اخیردرامرمبارزه علیه تروریزم دست آورد قابل ملاحظه ی نداشته وروند ملت
سازی نیزشکننده بوده است.علیرغم همه ی کم وکاستی ها نقش وهمکاری امریکا دربیش از
یکنیم دهه اخیربرای مردم افغانستان از اهمیت خاصی برخور دار بوده است اما کمک های
جامعه جهانی بعد از اجلاس بن در حالی به کشور جنگ زده ی افغانستان سرازیرشد که این
کشورشدیدن با کمبود نیروی متخصص کاری روبرو بود واین خلا، ضعف مدریت وفساد گسترده
را درسطوح مختلف حکومت به ارمغان آورد و درنهایت با معضلات ذکر شده، روند ملت سازی
درافغانستان به تحلیل رفت وفساد گسترده مأموران حکومتی عدالت اجتماعی را شالوده
شکنی نمود و دربعد خارجی حیثیت وپرستیژ حکومت افغانستان را درسطح منطقه وجهان
زیرسوال برد؛ با این حال رهبری مقتدرترین دوست استراتژیک افغانستان به دست
دونالدترامپ قرار گرفته است،ترامپ که به روند ملت سازی چندان باورمند نیست وباحکومت
های فساد پیشه همکاری نخواهد کرد باچنین وضعیت پیش آمده حکومت افغانستان با چه
میکانیزمی برای حفظ مهمترین حامی بین المللی اش وارد تعامل خواهد شد؛ هر چند که
ترامپ پیچیده ترین زمامدار درتاریخ امریکا خواهد بود وابراز نظر درمورد اقدامات
حکومت وی کار دشوار است اما چیزی که در دستورکار حکومت ترامپ جدی به نظر می رسد
مبارزه باتروریزم وافراطیت است.
از زمان مبارزات انتخاباتی تاهنوز باشعار های تند
علیه این پدیده موضیع گیری شدید داشته وافغانستان به عنوان کشوری که در بیش از
یکنیم دهه درگیر با گروه های افراطی وتند رو بوده است؛ حالا که موج ترامپ هراسی
بالای کشور های حامی تروریزم وگروه های افراطی سایه افگنده، فرصت را برای حکومت
افغانستان بیشتر فراهم ساخته تا در کنار بزرگترین ودر عین حال قوی ترین دوست
استراتژیک خود تلاش های مؤثر را انجام دهد. باوجودی که اشرف غنی در آغازین روز
کاری اش به عنوان رییس جمهور افغانستان پیمان امنیتی با ایالات متحده امریکا را
امضا نمود؛ هر چند که این طرح خالی از نواقص نبود اما به عنوان یک طرح مشخص ومدون
امنیتی چگونگی روابط دو کشور را در خصوص تأمین امنیت ساختار مند می ساخت واگر این
طرح جنبه عملی را به خود می گرفت از جهاتِ به وضعیت امنیت افغانستان کمک می نمود
حالا که از امضای این پیمان بیشتر از دو سال می گذرد اما نتایج مطلوبی به جا
نگذاشته، پس با چنین وضعیت شرایط زندگی برای شهروندان افغانستان بیشتر از بیش وخیم
خواهد شد. بناءٌ شکل گیری ساختار جدید در ایالات متحده امریکا به رهبری ترامپ
زمینه ی خوبی را برای دولت مردان افغانستان به وجود آورده که هر دو جانب چگونگی
همکاری های گذشته وخلاهای آن را با ژرف نگری وتعمق بیشتر مورد بازنگری قرار دهند
تا باشد در آینده،بهتر وکارا تر عمل شود؛ در این خصوص نویسنده متن هذا به سه نکته
اشاره می نمایم که حکومت افغانستان به آن توجه نماید.
1- اگر طرح امنیتی قبلی عملی به نظر میرسد وهردو جانب روی آن توافق نظر دارند
هرجه زود تر در پی اجرایی شدن آن گام بر داشته شود.
2- اگر طرح امنیتی قبلی عملی به نظر نمی رسد حکومت افغانستان بامراجعه به آرای
مردم به طور مستقیم ویا غیر مستقیم توسط نمایندگان مردم، طرح جدید امنیتی را ترتیب
وبه اجراء بگذارد.
3- حکومت افغانستان در امر تحکیم قانون اساسی، مبارزه با فساد،کشت وقاچاق مواد
مخدر اقدام جدی نماید تا نگرانیهای جامعه جهانی اخصاً ایالات متحده امریکا به
عنوان دوست استراتژیگ حکومت افغانستان بر طرف گردد وآنها بتوانند در روشنایی کامل
به کمک های خود ادامه دهند وبدانند که با یک حکومت پاسخ گو ومردمی طرف هستند.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر