روز جهاني عدالت اجتماعي ايدهاي بود كه
براي بار نخست در قطعنامه نشست همگاني نوامبر 2007 سازمان ملل متحد درج شد. اين
قطعنامه از كشورهاي جهان خواسته است كه سيستم اقتصادي خود را بر پايه عدالت،
برابري و مسؤليت جمعي تنظيم كنند. سازمان بینالمللی کار در ژنو که از نهادهای
وابسته به سازمان ملل متحد است، از این که چگونه عدالت میتواند تحقق یابد، تصور
روشنی دارد. اينها همه به اين مهم بستگي دارد كه جنگ و خشونت فزاينده و فراگير در
بخشهايي از جهان، تا چه اندازه به تحقق اين ايده مجال ميدهد. توسعه در هر شكل آن
در سايه صلح محقق ميشود. حالا اين قطعنامه چه اندازه و تا كجا ميتواند به تحقق صلح واقعي در جهان
بينجامد. باور جمعي اين است كه در سايه صلح است كه امنيت و كار و اشتغال بوجود ميآيد.
در اين بين، عدالت اجتماعي به عنوان يك اصل و راهكار اجتماعي ميتواند صلح را
نهادينه سازد. اين چيزي است كه همواره به عنوان يك ضرورت مطرح بحث خواهد بود.
بان كي مون، دبير كل سازمان ملل
متحد قبلا در پيامي، 20 فبروري مصادف با اول حوت كه روز جهاني "عدالت
اجتماعي" است را تبريك گفته و تصريح كرده بود: اين موضوع در اصل بر پايه
موازيني همچون عدالت، برابري، احترام به جنس مخالف، دستيابي به امنيت اجتماعي و
رعايت حقوق شهروندي در تمام جوانب زندگي يك فرد بنا شده است.در بيشتر موارد عدم پيگيري و
ناكارآمدي موارد فوق به بحران اجتماعي تبديل شده است كه عامل مهمي براي به خطر
افتادن صلح بوده است. عدالت اجتماعي موضوعي است كه همواره مورد توجه در جوامع بشري
بوده است. اما بيتوجهي به اين مهم و برخورد سياسي با آن، بحران آفرين بوده است.
خشونت، جنگ و نابرابري، عوامل عمدهاند كه
آفتي براي صلح به شمار ميآيند. به نظر ميآيد آفتي از اين نوع، زنجيرهاي چسبيده
به هماند كه همديگر را مكمل ميكنند. در اين بين قرباني به نام صلح، برآيند اين
وضعيت است. روز جهاني عدالت اجتماعي مادامي كه خوب
مهندسي نشود برايند خوبي نيز نخواهد داشت. صلح در سايه عدالت است كه به نهادينهگي
ميرسد. اما در بيشتر موارد برخورد سياسي با عدالت، اين مقوله را ناكارآمد و بيكيفيت
ساخته است. در همين راستا صلح را داريم كه به سرنوشت عدالت اجتماعي روبهرو بوده
است. عدالت اجتماعي مادامي كه در اجرا با سياست همراه بوده است همواره دچار آفت
شده است. اهميت صلح در گستره اجتماعي ميتواند همواره مد نظر بوده و فراموش نگردد.
عدالت اجتماعي همانند صلح اجتماعي مستلزم فرهنگ سازي در جامعه است. با قاطعيت ميتوان
گفت ناكامي صلح در سياست زدهگي اين پديده بوده است.
نابرابري اجتماعي
در سطح گسترده بر ضد عدالت اجتماعي عمل كرده است. اين عدالت است كه به بيعدالتي
پايان ميبخشد. عدالت اجتماعي در بهترين شكل آن ضامن برابري اجتماعي در جامعه است.
شايد از همينرو است كه روزي را به اين مناسبت اختصاص دادهاند. حالا در آستانه
روز جهاني عدالت اجتماعي يكبار ديگر به اهميت اين پديده پي ميبريم. روشن است كه
در فقدان عدالت اجتماعي شاهد بسياري از نابرابريها در جامعه هستيم. جامعه مادامي
به سوي آرمانهاي ايدهآلاش ميرود كه به آرمانهاي اعتدالاش دست يافته باشد.
اما عدم دستيابي به آرمانهاي اعتدال در جامعه، جامعه را بهسوي بحران برده است.
اين وضعيتي است كه آسيبهاي جدي و جبران ناپذيري را براي جامعه به ارمغان آورده
است.
روشن است كه
تنها گراميداشت از يك روز در سطح ملي و بينالمللي هيچ دستاوري به همراه نخواهد
داشت. مادامي كه پشتوانه قوي به عنوان يك راهكار در پشت عدالت اجتماعي براي اجراي
وجود نداشته باشد هرگونه دستاوردي در اين زمينه دوراز انتظار به نظر ميرسد.
پرسشي كه در اين بين مطرح ميشود
اين است كه معنای واقعی عدالت چیست؟ پاسخ به اين پرسش ميتواند گرهگشا باشد حداقل
براي بشر افغاني كه در اين سالهاي دود و جنگ و خشونت و بيعدالتيها، مدام مورد
تبعيض قرار گرفته است. عدالت اجتماعي براي اجرا نيازمند زمينههاي اجرايي آن است.
اين چيزي است كه در بيشتر موارد وجود نداشته است و يا زمينههاي بسيار ضعيفي وجود
داشته است. عدالت اجتماعي ميتواند به معناي تلاش مشترك بشر در جوامع بشري تلقي
گردد و با احترام به آن نگريسته شود. زمينههاي صلح واقعي در واقع با تحقق عدالت
اجتماعي بوجود ميآيد. اين از آن مواردي است كه در جوامع بحراني به شدت آسيب ديده
است. براي تحقق عدالت اجتماعي نياز است تا زمينههاي اجرايي آن جستجو گرديده و
شناسايي شود. در اين بين، برخورد جدي با نابرابري اجتماعي زمينههاي تحقق عدالت
اجتماعي را فراهم ميسازد. و اين بستري خواهد بود براي تحقق صلح واقعي و نهادينه
شده در جامعههاي پس از بحران.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر