۱۳۹۲ اسفند ۹, جمعه

صلح و عدالت اجتماعي



سر مقاله شماره چهارم روزنه صلح

     روز جهاني عدالت اجتماعي ايده­اي بود كه براي بار نخست در قطعنامه نشست همگاني نوامبر 2007 سازمان ملل متحد درج شد. اين قطعنامه از كشورهاي جهان خواسته است كه سيستم اقتصادي خود را بر پايه عدالت، برابري و مسؤليت جمعي تنظيم كنند. سازمان بین‌المللی کار در ژنو که از نهادهای وابسته به سازمان ملل متحد است، از این که چگونه عدالت می‌تواند تحقق یابد، تصور روشنی دارد. اينها همه به اين مهم بستگي دارد كه جنگ و خشونت فزاينده و فراگير در بخش­هايي از جهان، تا چه اندازه به تحقق اين ايده مجال مي­دهد. توسعه در هر شكل آن در سايه صلح محقق مي­شود. حالا اين قطعنامه چه اندازه و تا كجا مي­تواند به تحقق صلح واقعي در جهان بينجامد. باور جمعي اين است كه در سايه صلح است كه امنيت و كار و اشتغال بوجود مي­آيد. در اين بين، عدالت اجتماعي به عنوان يك اصل و راه­كار اجتماعي مي­تواند صلح را نهادينه سازد. اين چيزي است كه همواره به عنوان يك ضرورت مطرح بحث خواهد بود.

بان كي مون، دبير كل سازمان ملل متحد قبلا در پيامي، 20 فبروري مصادف با اول حوت كه روز جهاني "عدالت اجتماعي" است را تبريك گفته و تصريح كرده بود: اين موضوع در اصل بر پايه موازيني هم­چون عدالت، برابري، احترام به جنس مخالف، دستيابي به امنيت اجتماعي و رعايت حقوق شهروندي در تمام جوانب زندگي يك فرد بنا شده است.در بيشتر موارد عدم پي­گيري و ناكارآمدي موارد فوق به بحران اجتماعي تبديل شده است كه عامل مهمي براي به خطر افتادن صلح بوده است. عدالت اجتماعي موضوعي است كه همواره مورد توجه در جوامع بشري بوده است. اما بي­توجهي به اين مهم و برخورد سياسي با آن، بحران آفرين بوده است.
     خشونت، جنگ و نابرابري، عوامل عمده­اند كه آفتي براي صلح به شمار مي­آيند. به نظر مي­آيد آفتي از اين نوع، زنجيره­اي چسبيده به هم­اند كه همديگر را مكمل مي­كنند. در اين بين قرباني به نام صلح، برآيند اين وضعيت است. روز جهاني عدالت اجتماعي مادامي كه خوب مهندسي نشود برايند خوبي نيز نخواهد داشت. صلح در سايه عدالت است كه به نهادينه­گي مي­رسد. اما در بيشتر موارد برخورد سياسي با عدالت، اين مقوله را ناكارآمد و بي­كيفيت ساخته است. در همين راستا صلح را داريم كه به سرنوشت عدالت اجتماعي روبه­رو بوده است. عدالت اجتماعي مادامي كه در اجرا با سياست همراه بوده است همواره دچار آفت شده است. اهميت صلح در گستره اجتماعي مي­تواند همواره مد نظر بوده و فراموش نگردد. عدالت اجتماعي همانند صلح اجتماعي مستلزم فرهنگ سازي در جامعه است. با قاطعيت مي­توان گفت ناكامي صلح در سياست زده­گي اين پديده بوده است.
نابرابري اجتماعي در سطح گسترده بر ضد عدالت اجتماعي عمل كرده است. اين عدالت است كه به بي­عدالتي پايان مي­بخشد. عدالت اجتماعي در بهترين شكل آن ضامن برابري اجتماعي در جامعه است. شايد از همين­رو است كه روزي را به اين مناسبت اختصاص داده­اند. حالا در آستانه روز جهاني عدالت اجتماعي يكبار ديگر به اهميت اين پديده پي مي­بريم. روشن است كه در فقدان عدالت اجتماعي شاهد بسياري از نابرابري­ها در جامعه هستيم. جامعه مادامي به سوي آرمان­هاي ايده­آل­اش مي­رود كه به آرمان­هاي اعتدال­اش دست يافته باشد. اما عدم دست­يابي به آرمان­­هاي اعتدال در جامعه، جامعه را به­سوي بحران برده است. اين وضعيتي است كه آسيب­هاي جدي و جبران ناپذيري را براي جامعه به ارمغان آورده است.
روشن است كه تنها گرامي­داشت از يك روز در سطح ملي و بين­المللي هيچ دستاوري به همراه نخواهد داشت. مادامي كه پشتوانه قوي به عنوان يك راهكار در پشت عدالت اجتماعي براي اجراي وجود نداشته باشد هرگونه دستاوردي در اين زمينه دوراز انتظار به نظر مي­رسد.
پرسشي كه در اين بين مطرح مي­شود اين است كه معنای واقعی عدالت چیست؟ پاسخ به اين پرسش مي­تواند گره­گشا باشد حداقل براي بشر افغاني كه در اين سالهاي دود و جنگ و خشونت و بي­عدالتي­ها، مدام مورد تبعيض قرار گرفته است. عدالت اجتماعي براي اجرا نيازمند زمينه­هاي اجرايي آن است. اين چيزي است كه در بيشتر موارد وجود نداشته است و يا زمينه­هاي بسيار ضعيفي وجود داشته است. عدالت اجتماعي مي­تواند به معناي تلاش مشترك بشر در جوامع بشري تلقي گردد و با احترام به آن نگريسته شود. زمينه­هاي صلح واقعي در واقع با تحقق عدالت اجتماعي بوجود مي­آيد. اين از آن مواردي است كه در جوامع بحراني به شدت آسيب ديده است. براي تحقق عدالت اجتماعي نياز است تا زمينه­هاي اجرايي آن جستجو گرديده و شناسايي شود. در اين بين، برخورد جدي با نابرابري اجتماعي زمينه­هاي تحقق عدالت اجتماعي را فراهم مي­سازد. و اين بستري خواهد بود براي تحقق صلح واقعي و نهادينه شده در جامعه­هاي پس از بحران.


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر