۱۳۹۶ خرداد ۱۵, دوشنبه

نامه ی یک کودک به رئیس جمهور


سالروز ام با انفجار تجلیل شد

من کودکی هستم ، امروز که پدر بهترین دوستم "عادله"  جان شرین خود را از دست داد پا به سن نهم گذاشته ام.
قرار بود فامیلم مانند هر سال دیگر برایم کیک سالگره بگیرند , خانه ما را با كاغد هاي رنگین و پوقانه ها زیبا بسازند و برایم وقتی از مکتب میامدم (کف بزنند و سالگره ات مبارک باد بگویند).

میدانی آقای رئیس جمهور ؟
در این سال وقتی خانه آمدم خبری از کیک و پوقانه نبود.. مادرم بر عکس دیگر سال ها حالش دگرگون و پریشان معلوم میشد گفتم مادر خوب هستی؟
روی من و یگانه برادرم رابوسید و گفت :خوب نيستم ,تمام مرىم ما را با انفجار ىاىن موتر بمب تكه تكه و قتل عام كردن ,ىخترم امروز ىلم خوش نبود از همي خاطر برت سالگره نگرفتم .

ها !!!
انفجار صبح امروز یادم آمد که همه در صنف از شدت صدایش لرزیده بودیم , عادله دوست و هم صنفی ام که اول نمره صنف ما نیز است همراه با استاد ما تلاش داشت که ما را دعوت به ارامش کند و هی میگفت ( دخترا نترسین انفجار نبود...... ).
بلی مادرم برای ما قصه کرد که چه تعداد و چگونه از هموطنان ما توسط برادران نا راضی تان با انفجار موتر بمب کشته و زخمی شدند و ضمنآ گفت که اکثریت شاگردان مکتب هستند که زخمی شده اند.

میفامی آقای اشرف غنی ؟
من چون تو بی احساس نیستم حد اقل در چنین حوادث هوشم به طرف دوست و هموطنم میباشد و حس دوست پروری در وجود کوچکم طغیان میکند , با شنیدن حرف های مادرم هوشم بطرف پدر عادله رفت .گفتم :
وووووووووی مادر پدر عادله ؟؟؟

آفای ریس جمهور!
تو با فرزند دلبندت جشن هاي موفقيت شان را قدم به قدم همراهي می نمايي ولي .... عادله پدرش را برای همیش از دست داده ,پدری را که همه ساله در هنگام توزیع اطلاع نامه های دختر هایش با شادی ,سرور و افتخار در مكتب حاضر ميبود و روی دختران با استعداش (روشنا و عادله ) را میبوسید که همیشه اول نمره های صنف خود میبودند.

شاید دلیل موفقیت های همیشگی دختران محبت های بی بدبل پدر بوده.

میدانی آقای ریس جمهور ؟؟؟؟؟؟؟؟
من نسبت به عادله بیشتر نگرانم که امسال کی روی عادله را میبوسد ؟
پدر عادله و چند تن دیگر را برادران نا راضی ات ازاو گرفتند ,وقتی صدای گریه و هق هق عادله را درتیلفون شنیدم هر لحظه احساس ترس از دست دادن پدر, مادر و براىرم ىر من موج ميزند و خود را با بوسه گرفتن از گونه هایشان تسلی میدهم.

آقای ریس جمهور !
امروز فرق میان دختر شما و عادله یتیم و بی پدر خیلی زیاد است , عادله ىيگر كسي را به نام "پىر" نىارد كه برايش كتابچه ,قلم و بکس زیبایی بخرد .

اما ، دختر تو در بهترین مکان های تحصیلی و تفریحی روزها را میگذراند چون پدری دارد که در بالا ترین کرسی نظام افغانستان قرار دارد.

دختر شما ترسی از انفجار, انتحارو اختطاف ندارد اما عادله بهترین دست پر مهری را از دست داده که به زیر سایه آن آرامش و امنیت را احساس میکرد ولی حالا ترس همه نا ملایمات روزگار حتی موی های بدن عادله و خواهران و برادرانش را میلرزاند.

آقای ریس جمهور!
من از شما به حیث شهروند کوچک این کشور چیزی زیادی نمی خواهم صرف از شما میخواهم از طالبان  بپرسی و برایم جواب بدهی که (گناه پدر عادله و افراد دیگر که پارچه پارچه , سوخته و نيم سوخته به زير خاك رفتتند چي بود که چنین مجازات شدند ؟

لطفآ برایم جواب بدهید زیرا میخواهم زمانی که عادله بعد از ختم مراسم فاتحه پدرش به مکتب آمد دلیل کشته شدن پدرش را از زبان ریس جمهور کشورش برایش شرح دهم .

زرساوه سما " ندا"

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر